![]() |
![]() |
الهم العن جبت و طاغوت
نباید گذاشت سامرا بقیع دومی شود
در ضمن از همه دوستانی که نظرات خودشون را در مورد سایت دادن
یا علی مولا
خصوصیات امام حسین (علیه السلام)
بسم الله الرحمن الرحیم
با عرض سلام و خسته نباشید به شما دوستان عزیز و گرامی اولا خواستم از دوستانی که در قسمت نظرات نظری داده بودن و یا ... تشکر کنم دوما شرمنده که برای مدتی نبودم کمی مسافرت بودم و چند روزش هم مریض بودم امیدوارم که بنده حقیر را به بزرگی خودتان ببخشین
. خون گریستن موجوداتِ عالم در رثای امام حسین(ع)
مرحوم حجت السلام وجدانی فخر می گوید:
« بعد از ظهر عاشورایی به قبرستان « حاج شیخ ( قبرستان نو) » در قم رفته بودم که دیدم مرحوم علامه در گوشه ای از قبرستان هستند.
برای عرض ارادت نزدیک شده و عرض سلام و ادب کردم. آن بزرگ چند بار از سوز و گداز به من فرمودند:
« آقا وجدانی! می دانید امروز چه روزی است؟! » عرض کردم:
« بله؛ امروز عاشوراست. »
فرمودند: « می بینی همه دنیا، موجودات، آسمان، زمین و جمادات ـ همه ـ در حال اشکِ خون ریختن و گریستن بر حضرت سیدالشهدا علیه السلام هستند؟! »
متعجب شده و دانستم که ایشان خبر از حقایق هستی می دهند. در همین حال، ایشان خم شده و سنگی از زمین برداشته، آن را به سان سیبی با دست از وسط شکافتند و میان آن را به من نشان دادند.
با چشمان خودم، در میان سنگ، خون دیدم! و ساعتی با بهت و حیرت غرق مشاهده آن بودم. وقتی به خود آمدم، متوجه شدم که علامه از قبرستان رفته اند و من در تنهایی به نظاره آن سنگ خونین جگر مشغولم! »
التماس دعا
یا صاحب الزمان ادرکنی
بسم رب المنتظر المهدي
يابن الحسن روحي فداک مــتـي تــرانــا و نــراک
فليس محبوبي سواک
السلام عليک يا بقية الله! آري باز هم منم و آهنگ آن خطاب که نوازش ميداد تار و پود دلم را. يا مولاي! اي بود و نبود من! اختيار توست رد و قبول اما اگرم ميراني ، بدان جايي ندارم جز خانه تو. در مجمر جانم آتش عشق تو افتاده است و گرماي اين آتش را هيچ زمستاني سرد نميکند.
راستش! از تو... از تو گله دارم. من اگر چه خار و خسي بيش نيستم در برابر وسعت اين سرزمين سبز اما ديدار تو را از تو ميخواهم و اين از باغباني چون تو زياده نيست. ميدانم تقصير از خودم است اما خودت ميداني اين موج هرچه سر به سنگ ميکوبد ، قدمي نميتواند فراتر از خويش بنهد... نيمي از ماه که ميگذرد ، آب دو سه گام برتر ميآيد، خودش را جلوتر ميکشد و اين نيست مگر به اراده مهتاب. خجالت زدهام از رويت ، شرم دارم از تو شکوه کنم و خويش را واگذارم. من آنم که ساکن غفلتکده ها شدم. من آنم که تو را گذاشتم و زير سايه سيئات رفتم. من آن نادانم ، آن که سهل انگاشت آزمون محبت تورا... و تو... آني که اين سياه عذار را ملامت نکردي بر ظلمش. و اين وامانده را سرزنش ننمودي بر جا ماندنش. و اين فرو رفته را رها نکردي به حال خودش... و تو ميداني همه چيز را و اگر نميخواستيم ، نميآورديم به وادي محبت خويش...
تبريک عرض ميکنم اين ايام خجسته رو خدمت همه دوستان عزيزم!
التماس دعا
خصوصیات امام حسین (علیه السلام)
با عرض سلام وخسته نباشید به همه دوستان گرامی.
اولا خواستم تولد اما حسین و حضرت سجاد و ابولفضل (علیهما السلام) را به تمامی شیعیان و محبین اهلبیت اطهار تبریک عرض کنم و امیدوارم که همیشه شاد و موفق باشید.
دوما از تمامی دوستانی که در وبلاگ حقیر نظر دادن و یا شعری سرودند تشکر کنم.
بسم الله الرحمن الرحیم
حضرت اباعبدالله الحسین ( علیه السلام )
آیت الله طباطبائی در مجالس عزاداری شاه شهیدان علیه السلام شرکت می کرد و می فرمود: « ما برای سیاهی لشکر بودن، شرکت می کنیم. »
آن مرحوم در مجلس مرثیه ای که سیدی در محله ی گذرخان قم تشکیل می داد، شرکت می جستند. یک بار قسمتی از منزل آن سید، نوسازی شده بود و آیت الله طباطبائی در همان قسمت نشسته بودند. در آن هنگام می پرسند:
« چه مدت است که در این جا مجلس عزاداری برپاست؟ »
گفته بودند: « بیش از چهل سال »
مرحوم علامه از آن قسمت نوسازی شده، برخاستند و به قسمت قدیمی خانه رفتند و فرمودند:
« این آجرهایی که چهل سال شاهد گریه بر امام حسین علیه السلام بودند، قداستی دارند که انسان به اینها هم تبرک می جوید. »
یک بار شخصی به محضر علامه آمده بود، اما ایشان را نمی شناخت و به همین سبب سخنان ناپسندی گفته بود. وقتی فهمید شخصی که رو به روی وی نشسته، علامه طباطبائی است، اظهار شرمندگی و عذرخواهی کرد و به ایشان گفت: « من گمان نمی کردم که شما حضرت علامه طباطبائی باشید و از ظاهرتان این گونه تصور کردم که یک مرثیه خوان ( امام حسین) هستید! »
علامه فرمود: « ای کاش بنده یک مرثیه خوان حضرت سیدالشهدا علیه السلام بودم! همه سال هایی که سرگرم درس و بحث بوده ام، با یک مرثیه خوانی امام حسین علیه السلام برابری نمی کند! »
و باز مرحوم علامه می فرمود:
« در دوازده سالی که نجف بودم، به جز عاشورا، هیچ روزی درس را تعطیل نکردم. یک سال عاشورا درس را تعطیل نکرده بودم که به چشم درد شدیدی گرفتار شدم! طوری که نزدیک بود کور شوم. از عظمت امام حسین علیه السلام ترسیدم و از آن پس تصمیم گرفتم روز عاشورا را تعطیل کنم. »
التماس دعا
خصوصیات امام حسین (علیه السلام)
بسم الله الرحمن الرحیم
با سلام
دفع خطر به احترام امام حسین(ع)
اوایل انقلاب حاج محمدرضا الطافی مهمان دوستان کوهدشتی خود می شود و به لرستان می رود؛ ایام دهه نخست محرم و عزاداری سالار شهیدان. روز تاسوعا به روستایی دعوت می شوند. حاج آقا همراه با حاج محمد رضا تیموری و دیگر دوستان سوار ماشینی می شوند و راه روستای میزبان را در پیش می گیرند.
از قضا پشت سر آنان مینی بوسی هم پر از مسافر به راه می افتد. در میانه راه، مینی بوس که عازم روستای دیگری است، برای تغییر مسیر به سمت راست می پیچید، اما سرعت زیاد آن باعث می شود که در حال پیچیدن، واژگون شود.
سرنشینان وسیله نقلیه حاج آقا متوجه این حادثه می شوند و راننده به سرعت به عقب باز می گردد تا کمکی بکنند. صحنه حادثه آن قدر ناگوار بوده که گمان می بردند حتماً بسیاری از مسافران مینی بوس جان باخته اند؛ همه صندلی ها واژگون و همه شیشه ها شکسته بوده. اما حاج آقا می گوید:
« این ها چیزی شان نشده، سالمند. »
کمک می کنند و مسافران را یکی یکی بیرون می آورند؛ همه صحیح و سالم. حاج محمد رضا تیموری ازحاج آقا می پرسد:
« شما که ندیده بودید، از کجا پی بردید که این ها سالم هستند؟ »
حاج آقا در پاسخ می گوید:
« من باور داشتم که چون امشب شب عاشورا است، خداوند به احترام امام حسین علیه السلام به زمین امر کرده که این ها طوری نشوند. دانستم که به برکت عزاداری های عاشورا سالم خواهند ماند.»
آری، به راستی اگر کسی به مقام و منزلت آن حضرت و ارزش عزاداری برای آن جناب واقف باشد، انتظاری جز این هم نخواهد داشت
مدح امام حسين(ع) توسط عارف بزرگ محمد رضا الطافي نشاط:
تربت حسين، شفاي دل است، دواي دل است، صفاي دل است.
دلي که ندارد نام حسين، گوش نسپرده به پيام حسين،
دلي که نيفتاده به دام حسين، آن دل، گِل است، کارش مشکل است.
التماس دعا مخصوصا
صلی الله علیک یا رسول الله و صلی الله و علیک یا نبی الله
صلی الله و علیک یا امام الرحمه
خجسته روز به نبوت رسیدن پیامبر عظیم الشان اسلام حضرت محمد مصطفی (صلی الله علیه و آله وسلم) را به تمامی مسلمین جهان تبریک عرض میکنم امیدوارم در شب مبعث رسول الله و سال پیامبر اعظم از دست خود حضرت عیدی بگیریم و عیدی ما هم فرج صاحب العصر و الزمان مولانا حجه ابن الحسن المهدی قائم آل محمد باشد.
التماس دعا مخصوصا
خصوصیات امام حسین (علیه السلام)
بسم الله الرحمن الرحيم
با سلام
همچنين از مرحوم حاج ملاآقاجان نقل شده :
وقتي در حرم مقدس حضرت سيدالشهداء ( عليه السلام) مشغول زيارت بودم، زن عربي که بلند بلند با حضرت صحبت مي کرد، توجه مرا به خود جلب نمود، مي گفت: من پسرم را الان از تو مي خواهم. سپس به نزديک ضريح رفت و مثل آنکه کلامي شنيد، گفت: چَشم؛ و به طرف صحن حرکت کرد.
وقتي به در حرم رسيد برگشت و رو به ضريح کرد و گفت: بعد نگوئي که من نگفتم! و از حرم بيرون شد.
من گوشه اي نشسته بودم و درباره اخلاص آن زن فکر مي کردم، توجهي به حضرت سيدالشهداء ( عليه السلام) کردم و از آن حضرت خواستم که حاجتش داده شود ساعتي نگذشت که آن زن با جواني وارد حرم شد و به او گفت: برو از حضرت سيدالشهداء ( عليه السلام) تشکر کن.
او هم به نزديک ضريح رفت و از حضرت حسين بن علي ( عليه السلام) تشکر کرد. من به نزد آن جوان رفتم و از او سؤال کردم: جريان شما چيست؟
گفت: دو شب قبل دشمناني که داشتم مرا به گروگان گرفته بودند و از قريه اي که دوازده کيلومتر تا کربلا راه است مرا به کربلا آوردند.
در ميان منزلي محبوسم کرده بودند و مرتب تهديد به قتلم مي نمودند تا يک ساعت قبل که ناگاه نگهبان منزل فوق العاده متوحش شد و نمي دانم چه ديد که در خانه را باز کرده و فرار نمود.
من هم بدون ترس از منزل بيرون آمدم و تقريبا" بي اختيار به طرف صحن حضرت سيدالشداء ( عليه السلام) آمدم که ديدم مادرم در اين گوشه صحن منتظر من است.
در اين بين، آن پيرزن جلو آمد و گفت: وقتي پسرم را سارقين بردند، من از قريه حرکت کردم و يک ساعت قبل به حرم مطهر حضرت سيدالشهداء ( عليه السلام) رسيدم و به نزد ضريح که ايستاده بودم و عرض حال مي کردم، حضرت در جوابم فرمودند: بيرون از حرم در صحن مي روي، فرزندات مي آيد.
من برگشتم و به حضرت سيدالشهداء ( عليه السلام) گفتم: بعد نگوئي که من نگفتم!
وقتي وارد صحن شدم، چند دقيقه اي بيشتر نگذشت که ديدم پسرم آمد، از او سؤالي نکردم و بلافاصله او را به حرم مطهر حضرت سيدالشهداء ( عليه السلام) آوردم و به او گفتم: اول از حضرت حسين بن علي ( عليه السلام) تشکر کن و بعد تصميم داشتم از او موضوع را سؤال کنم که شما پرسيديد. و وقتي که او براي شما نقل کرد،من هم متوجه جريان شدم.
پس از نقل اين قضيه مرحوم حاج ملا آقا جان به من گفت:
هر چه مي تواني روحت را ( با توسل به اهل بيت - ع ) تقويت کن و صفاي دل براي خود به وجود بياور که کليد سعادت جز اين چيزي نيست.
التماس دعا
درضمن ممونم از همه عزیزانی که در وبلاگ خودشون نظر دادن
خصوصیات امام حسین (علیه السلام)
بسم الله الرحمن الرحيم
با سلام اولا خواستم میلاد حضرت امام علی (علیه السلام) را تبریک بگم دوما هم شهادت بی بی زینب (سلام الله علیها) را به تمامی شیعیان جهان تسلیت بگم.
حکاياتي از عنايت سيد الشهدا ء -ع - و حضرت ابوالفضل - ع
مرحوم حاج ملا آقا جان مي فرمود:
در سفر کربلائي که چند سال قبل مشرف بودم و شبها در ايوان حضرت سيدالشهداء ( عليه السلام) مي خوابيدم و معمولا" اول شب به زيارت حضرت اباالفضل ( عليه السلام) مي رفتم، در يکي از شبها وقتي وارد صحن حضرت ابا الفضل ( عليه السلام) شدم، ديدم دو نفر جوان مثل اينکه با هم نزاعي دارند و در مقابل حرم به طوري که ضريح ديده مي شد ايستاده اند، يکي از آنها خواست کلامي بگويد که به زمين خورد و بيهوش شد. دومي هم فرار کرد.
مردم دور او که به زمين خورده بود جمع شدند و او را شناسائي کردند و گفتند: از فلان قبيله است، رئيس آن قبيله را خبر کردند آمد پيرمردي بود.
به او گفتم: او اشاره به قبر حضرت اباالفضل ( عليه السلام) نمود و مي خواست چيزي بگويد که ديگر نتوانست و به زمين افتاد.
رئيس قبيله گفت: او مورد غضب حضرت اباالفضل ( عليه السلام) واقع شده؛ زيرا بدنش کبود شده و استخوانهايش خرد گرديده است. او را ببريد به صحن حضرت سيدالشهداء ( عليه السلام) که اگر راه نجاتي داشته باشد از آنجا خواهد بود.
دوستانش او را به دوش کشيدند و به صحن حضرت سيدالشهداء ( عليه السلام) بردند.
دو شبانه روز در کنار يکي از غرفه ها به حال اغما افتاده بود، شب سوم که من هم نزديک او مي خوابيدم و منتظر بودم که امشب يا بايد او از دنيا برود و يا از اين وضع نجات پيدا کند؛ زيرا شخصي که مورد غضب واقع شده،بيشتر از سه شبانه روز زنده نمي ماند.
ناگاه ديدم به خود تکاني داد و برخاست و نشست. افرادي که محافظ او بودند، از او پرسيدند: چه مي خواهي؟
گفت: ريسماني بياوريد و به پاهاي من ببنديد و مرا به طرف حرم حضرت اباالفضل ( عليه السلام) بکشيد.
اين کار را کردند در بين راه نزديک صحن حضرت اباالفضل ( عليه السلام) درخواست کرد که فلان مبلغ را به فلاني بدهيد. و همان مقدار هم تصدق از طرف من به فقراء اتفاق کنيد.
دوستانش اين عمل را تعهد کردند که انجام دهند سپس از در صحن دستور داد ريسمان را به گردنش ببندند و با حال تذلل عجيبي او را وارد حرم کردند.
وقتي مقابل ضريح حضرت اباالفضل ( عليه السلام) رسيد، کلماتي به زبان عربي گفت که خلاصه اش اين است:
آقا از تو توقع نبود که اين گونه آبروي مرا ببري و مرا بين مردم مفتضح نمائي.
مضمون اين شعر را مي گفت:
من بد کنم و تو بد مکافات کني پس فرق ميان من و تو چيست بگو
در اين موقع رئيس قبيله رسيد و او را بوسيد و ابراز خوشحالي کرد. مردم از اطرافش پراکنده نمي شدند و نسبت به او که دوباره مورد لطف حضرت اباالفضل ( عليه السلام) واقع شده بود،ابراز علاقه مي نمودند.
من صبر کردم تا کاملا" دورش خلوت شود،به او گفتم: من از اول جريان تا پايان آن با تو بوده ام بعضي از قسمتهاي سرگذشت تو را نفهميده ام، مايلم برايم تعريف کني.
گفت: آن جوان که با من وارد صحن شد مدتي بود از من مبلغي پول طلب داشت، آن شب زياد اصرار مي کرد که بايد طلب مرا همين الآن بپردازي، من ناراحت شدم به او گفتم: از من طلبي نداري.
گفت: به جان اباالفضل ( عليه السلام) قسم بخور، من بي حيائي کردم خواستم قسم بخورم که ديگر نفهميدم چه شد تا امشب که درد و ناراحتي و فشار فوق العاده اي داشتم.
درهمان عالم بيهوشي مي ديدم که براي تشريفات عبور شخصي به حرم حضرت سيدالشهداء ( عليه السلام) مراسمي قايل مي شوند ، سئوال کردم چه خبر است ؟ يکي از آنها گفت حضرت ابالفضل ( عليه السلام) به زيارت برادرش حضرت سيدالشهداء ( عليه السلام) مي آيد.
من براي عذرخواهي خود را آماده مي کردم که ديدم حضرت اباالفضل ( عليه السلام) بالاي سر من ايستاده و با نُک پا به من مي زند و مي فرمايند :
برخيز، به در خانه اي آمده اي که اگر جن و انس به آن متوسل شوند، محروم بر نمي گردند.
از همان جا حالم خوب شد و اميدوارم ديگر اين گونه جسارت به مقام مقدس حضرت اباالفضل ( عليه السلام) نکنم.
از همه دوستانی هم که نظرات خودشون و یا با اشعار زیبا این سایت را زنده کردن ممنونم و امیدوارم که همیشه موفق باشن.
التماس دعا
خصوصیات امام حسین (علیه السلام)
بسم الله الرحمن الرحیم
با سلام
نام آقا امام حسین (علیه السلام) محك ایمان است!
آقای حسنی طباطبایی نقل كردند:
صبح یكی از روزهای ماه محرم پس از تشرف به حرم مطهر كریمه اهل بیت حضرت معصومه (علیها السلام) به قصد زیارت آقای مجتهدی حركت كردم. در زدم، كسی در را باز كرد و گفت:
حمید آقا! آقای مجتهدی منتظر شما هستند تا صبحانه را به اتفاق شما صرف كنند!
به خدمت ایشان شرفیاب شدم، سفره صبحانه پهن بود.
فرمودند:
صبحانه را بایستی با شما صرف میكردیم! خوش آمدید، بفرمایید!
در كنار آقای مجتهدی، كتاب گنجینه الاسرار مرحوم عمان سامانی ، قرار داشت. ایشان ضمن صرف صبحانه، اشارهای به آن كتاب كردند و گفتند:
آقاجان! عمان سامانی در میان مرثیه سرایان حسینی مقام و منزلت ویژهای دارد و بعد فرمودند:
اصلاً دستگاه حضرت اباعبدالله (علیه السلام) یك دستگاه عجیبی است! نام مبارك ایشان هم خیلی بزرگ است. در نام مقدس «حسین (علیهالسلام)» اسرار عجیبی نهفته است.
و پس از چند لحظه تأمل، فرمودند:
هر كس كه نام آقا امام حسین (علیه السلام) را بشنود از میزان انقلاب خاطری كه پیدا میكند پایه ایمانش را میتوان فهمید. كسانی كه نام این بزرگوار را میشنوند و تغییر حالی در خود نمیبینند باید جداً نگران ایمان خود باشند!
نام آقا امام حسین (علیه السلام) محك ایمان است.
التماس دعا خصوصا در این ماه پر برکت.
خصوصیات امام حسین (علیه السلام)
بسم الله الرحمن الرحیم
على عليه السلام و تربت كربلا
عصر خلافت امام على عليه السلام بود، يكى از مسلمين به نام هرثمه بن سليم شخص بى سعادت و بى تفاوتى بود و چندان اعتقاد به عظمت مقام على عليه السلام نداشت ، ولى همسر او بانويى پاك و بامعرفت و از ارادتمندان امام على عليه السلام بود.
هرثمه مى گويد: ((همراه امام على عليه السلام براى جنگ صفين از كوفه به جبهه صفين حركت مى كرديم ؛ وقتى به سرزمين كربلا رسيديم ، وقت نماز شد، نماز را به جماعت با امام على عليه السلام خوانديم آن حضرت بعد از نماز مقدارى از خاك كربلا را برداشت و بوييد و فرمود: ((واهاً لك يا تربة ليحشرنَّ منْك قومٌ يدخُلون الجنّة بغير حسابٍ)) : ((عجب از تو اى تربت ، قطعاً از ميان تو جماعتى بر مى خيزند و بدون حساب وارد بهشت مى شوند)).
به جبهه صفين رفتيم و سپس به خانه ام بازگشتم و به همسرم گفتم : ((از مولايت ابوالحسن على عليه السلام براى تو مطلبى نقل كنم )). آنگاه مطلب فوق را به او گفتم . پس گفتم : ((على عليه السلام ادعاى علم غيب مى كند)).
همسرم گفت : ((اى مرد! دست از اين ايرادها بردار، اميرمؤ منان على آنچه بگويد سخن حقّ است )).
من همچنان در مورد اين سخن على عليه السلام در ترديد بودم تا آن هنگام كه جريان كربلا به پيش آمد. من جزء لشكر عمر سعد به كربلا رفتم ؛ در آنجا به ياد سخن امام على عليه السلام افتادم كه به راستى حق بود، از اين رو از كمك به سپاه عمر سعد ناراحت بودم . در يك فرصت مناسب در حالى كه سوار بر اسب بودم به سوى حسين عليه السلام رفتم و حديث پدرش را به ياد آن حضرت انداختم حضرت به من فرمود: ((اكنون آيا از موافقين ما هستى يا از مخالفين ما؟)).
گفتم : ((از هيچ كدام ، فعلاً در فكر اهل و عيال خود هستم ...))
فرمود: ((بنابراين به سرعت از اين سرزمين بيرون برو؛ زيرا كسى كه در اينجا باشد و صداى ما را بشنود ولى ما را يارى نكند، داخل در آتش دوزخ خواهد شد)).
كرامات امام حسين ، مصطفى محمدى : ص 60. داستانهاى عبرت انگيز، سيد مهدى شمس الدين : ص 115
با عرض سلام و خسته نباشید به شما عزیزان
شهاد امام هادی (علیه السلام) را به تمامی شیعیان جهان تسلیت عرض میکنم
نادان اسیر زبان خویش است.
امام هادی (علیه السلام)
در سال 61 هجرى آسمان بريتانيا خون گريست!
روايات شيعه وديگر فرق اسلامى بر اين نكته همداستان است كه شهادت امام حسين (عليه السلام) در روز دهم محرم الحرام سال 61 هجرى صرفاً يك حادثه معمولى در تاريخ اسلام يا تاريخ بشرى نبود، بلكه مطابق روايات اسلامى اين حادثه دردناك به عالم تكوين پيوند خورده است وزمين وآسمان وحور وساكنان بهشت بر اين حادثه اندوهگين شدند وپيامبران از حضرت آدم ابوالبشر عليه السلام تا پيامبر خاتم (صلى الله عليه وآله) همگى در اين واقعه به اظهار همدردى پرداختند وسالها پيش از وقوع اين حادثه جانسوز هرگاه نزد آنان از امام حسين عليه السلام ياد شده، يا از سرزمين كربلا گذشته اند، براى آن حضرت اشك ريخته اند. در زير به برخى از شواهد اين مطلب اشاره مى كنيم:
• امام صادق (عليه السلام) خطاب به جد بزرگوارشان امام حسين عليه السلام عرضه مى دارند: «
• حضرت ابراهيم (عليه وعلى نبينا وآله صلوات الله) هنگامى كه از سرزمين كربلا مى گذشت، از اسب به زمين افتاد وخون سرش براى همراهى با خون سيدالشهدا عليه السلام جارى شد.
• حضرت مهدى (عجل الله تعالى فرجه الشريف) خطاب به جد بزرگوارشان عرضه مى دارند:
685. Here in Britain there was Bloody rain, and milk and butter were turned to blood
معناى عبارت فوق چنين است:
در سال 685 ميلادى اين جا در بريتانيا آسمان خون باريد وهر جا شير يا كره خوراكى بود تبديل به خون شد يا رنگ آن سرخ گرديد.
اگر زمان ياد شده (يعنى سال 685 ميلادى) را به سال هجرى تبديل كنيم، اين زمان با سال 61 هجرى قمرى مطابق خواهد بود؛ يعنى همان سالى كه سيد وسالار شهيدان وآزادگان حضرت ابا عبدالله الحسين عليه السلام به همراه اصحاب وخاندانش به شهادت رسيدند.
الا لعنة الله على أمة قتلت ابن بنت نبيها
التماس دعا
ولطمت عليك الحور العين؛ در مصيبت تو حوران بهشتى لطمه به [صورت وسينه] مى زدند.• در حديث شريف آمده است: نخستين كسى كه در مدينه براى شهادت امام حسين عليه السلام صدا به گريه وزارى بلند كرد «ام سلمه» همسر پيامبر صلى الله عليه وآله بود. آن حضرت شيشه اى محتوى مقدارى خاك به او دادند وفرمودند: جبرئيل به من خبر داد وگفت: هرگاه از اين خاك خون جوشيد بدان كه حسين كشته شده است. ام سلمه اين خاك را نگاه داشت وپيش از شهادت امام حسين عليه السلام هر ساعت بدان مى نگريست. هنگامى كه ديد از آن خاك خون جوشيد، فرياد زد: واحسيناه، وا ابن رسول الله! تمام زنان با شنيدن صداى او به گريه وزارى پرداختند ومدينه از بانگ گريه وناله پر شد.
• در برخى از احاديث تصريح شده است در روز عاشورا آسمان خون گريست. براى مثال حضرت زينب در روز عاشورا به مردم فرمودند: أو عَجِبتم أن مَطَرت السماءُ دماً؛ آيا از اين كه آسمان خون گريسته است شگفت زده شده ايد؟
• در كتب عامه آمده است: لما قتل الحسين اسودّت السماء وظهرت الكواكب نهاراً حتى رأيت الجوزاء عند العصر وسقط التراب الأحمر؛ راوى مى گويد: هنگامى كه [امام] حسين [عليه السلام] به شهادت رسيد آسمان تيره وتار شد وستاره ها در روز مشاهده شدند ومن ستاره جوزا را هنگام عصر مشاهده كردم. هم چنين در آن روز خاك سرخ از آسمان بر زمين پاشيده شد.
• مورخان آورده اند كه در اين روز در بيت المقدس هر سنگ را كه پشت و رو مى كردند، زير آن خون تازه مى ديدند وپديده خورشيد گرفتگى تا سه روز ادامه يافت.
روايت زير مؤيد اين معناست:
زيدبن عمر كندى به نقل از ام حيان گفت: وقتى امام حسين عليه السلام به شهادت رسيد، تا سه روز خورشيد گرفته بود وهر كس روغن به چهره اش مى ماليد چهره اش به جاى آن كه خنك شود مى سوخت وهر سنگ را كه در بيت المقدس پشت و رو مى كردند، زير آن خون تازه مى ديدند.
سند انگليسي
اين سند تاريخى نيز اين حقيقت را تأييد مى كند. در صفحه 38 كتاب وقايع دوران انگلو ساكسون ( (THE ANGLO – SAXON CHRONICLEترجمه وويرايش ميشل اسوانتون (SWANTON MICHAEL) ـ كه در 1996 ميلادى در انگلستان به چاپ رسيده و در سال 1998 ميلادى از سوى دانشگاه Exeter در ايالت نيويورك تجديد چاپ شده است ـ چنين آمده است:وضمّنَ [الله] الارضَ ومن عليها دمَكَ وثارَك؛ وخداى متعال مسئوليت خون وخون خواهى تو را بر دوش زمين وزمينيان نهاده است.
خصوصیات امام حسین (علیه السلام)
انبوه روایات و سیره انبیا و پیامبر اکرم و امیر المومنین فاطمه زهرا و دیگر ائمه علیهم السلام و اولیا خدا و علما و مومنین از اول تا کنون همگی بر گریه و عزاداری سید الشهدا میباشد. به گونه ای که در فضیلت عظیم آن جای هیچگونه تردیدی نیست.
و اکنون پاره ای از آنها اشاره میکنم:
حضرت حسین علیه السلام فرمود: من کشته گریه هستم . هیچ مومنی مر یاد نمیکند مگر اینکه گریان میشود.
(بحار: ج44 ص 279)
حضرت رضا علیه السلام فرمود: هر که مصائب ما را یاد کند و بر آنچه بر ما رفت گریان شود . با ما و در درجه ما در قیامت خواهد بود. و هر که در جلسه ای بنشیند که امر ما در آن زنده میشود نمیرد دلش روزی که دلها میمیرند.
(بحار: ج44 ص 278)
حضرت صادق علیه السلام فرمود: هر که یاد ما کند یا ما نزد او یاد شویم و از چشم او به مقدار بال مگسی اشک جاری شود. خداوند گناهان او را می آمرزد هر چند به اندازه حباب دریا باشد.
(بحار: ج 44 ص 278)
التماس دعا
يا زهــرا مدد

خصوصيات امام حسين (عليه السلام)
يكى از وعاظ كه چند سال پيش به دعوت شيعيانِ يكى از كشورهاى غير اسلامى، براى تبليغ به آن جا سفر كرده بود، مى گفت: «جايى مجلس روضه داشتم. وقتى از منبر پايين آمدم، نزديك در خروجى، يكى از مسئولان حسينيه برخاست و پس از احترام، شخصى را به من معرفى كرد و گفت: ايشان درباره حضرت سيدالشهدا عليه السلام شعر گفته و يك جلد ديوان شعر با موضوع آن حضرت از او به چاپ رسيده است.
وقتى به او نگاه كردم ديدم ظاهر خاصى دارد. از او پرسيدم: آيا شما مسلمانيد؟ تبسمى كرد و پاسخ منفى داد. در همان حال كه ديگران ايستاده بودند و نگاه مى كردند، از او پرسيدم: آيا امام حسين عليه السلام مرد عاقلى بود؟ يكباره چهره اش درهم رفت و با ناراحتى گفت: اين چه سؤالى است كه مى پرسيد؟!
گفتم: مى دانم ولى مى خواهم از شما بشنوم.
گفت: هيچ كس از امام حسين عليه السلام عاقل تر نبود.
دوباره پرسيدم: آيا امام حسين انسان خوبى بود؟ باز ناراحت شد.
گفتم: خودم مى دانم مى خواهم شما بگوييد.
گفت: چه كسى بهتر از امام حسين؟
گفتم: آيا مى دانى همين امام حسين عليه السلام كه از همه بهتر و عاقل تر بود، جان عزيزش را فداى دين اسلام كرد؟ بيا و مسلمان شو! تبسمى كرد و گفت: اين بحث ديگرى است...»
آن واعظ اين ماجرا را بيش از سى سال پيش و هنگامى كه در كربلا ساكن بود نقل مى كرد و مى گفت: «امام حسين عليه السلام در دنيا سكه اى زده كه خدا نزده است. شخص كافر است و خدا را قبول ندارد، ولى شاعر سيدالشهداست».
من بر سخن ايشان حاشيه اى زدم و گفتم:
آن سكه را هم خدا براى امام حسين عليه السلام زده است. خداى متعال براى آن حضرت سكه اى زده است كه نه تنها براى جد و پدر و مادر و برادر آن حضرت نزده، بلكه براى ذات مقدس خود نيز چنين سكه اى ضرب نكرده است.
التماس دعا
خصوصیات امام حسین (علیه السلام)
گریه حضرت آدم برای امام حسین علیهم السلام
وقتى كه حضرت آدم (ع ) از بهشت بيرون شد از كارى كه كرده بود و از فراق حوا و بهشت ، آنقدر گريه كرد، كه روى صورتش دو شيار مثل جوى درست شد و اشك چشمش از آن جارى مى شد كه پرنده ها از آن ميآشاميدند.
و تا چهل سال اين گريه ادامه داشت ، و از كرده خود پشيمان و تائب بود. و توبه كرد. خداوند متعال توبه او را پذيرفت و حضرت جبرئيل (ع ) را فرستاد كه كلماتى به حضرت آدم (ع ) بياموزد و آن كلمات همان بود كه قبلا در عرش ديده بود.
حضرت جبرئيل (ع ) به او فرمود: بگو: يا حميد بحق محمد، يا عالى بحق على ، يافاطر بحق فاطمه ، يامحسن بحق الحسن و (ياذ الاحسان بحق ) الحسين منك الاحسان .
وقتى حضرت آدم (ع ) به اسم امام حسين (ع ) رسيد، اشكش جارى شد و قلبش به درد آمد. فرمود:
اى برادر جبرئيل چرا در ذكر پنجمين اسم كه حسين است قلبم شكست و اشكم جارى شد؟
حضرت جبرئيل فرمود: اى آدم به اين فرزندت مصبتى وارد مى شود كه تمام دردها و غمها و مصيبتها پيش اين ناچيز است ؟ حضرت آدم (ع ) فرمود: اى برادر آن مصيبت چيست ؟ حضرت جبرئيل (ع ) واقعه كربلا را براى او مى گويد، و ميفرمايد: او را تشنه و غريب و بيكس و تنها و بى يار و ياور شهيد مى كنند، اى آدم ؛ اگر او را در حالى كه مى فرمود: واعطشاه ، واقلة ناصراه مى ديدى ... بطورى كه تشنگى ميان او و آسمان مثل دود حايل شده بود.... هيچكس جواب او را نمى دهد.
مگر با شمشير و... او را مانند گوسفند از پشت سر ذبح مى كنند و مال و كاروانش را بتاراج و غارت مى برند... سر او و يارانش را شهر به شهر مى گردانند...
حضرت آدم (ع ) تا اين واقعه را شيند مثل مادرى كه جوانش را از دست داده بلند بلند گريه كرد.
اى در عزايت آدم و حوا گريست يا كه ساكنان عالم بالا گريسته
پيمبران مرسل و ذرات كائنات ، از هفت ارض تا به ثريا گريسته
اين بس براى غريبيت اى باعث نجات گبر و يهود و قوم نصارى گريسته
هم ساكنان معبد و هم واقفان دير هم جاثليق پير كليسا گريسته
آن ظلمها كه شد بتو در دشت كربلا هم دوست گريه كرد و هم اعدا گريسته
حوران باغ خلد برين تو اى شهيد اندر جنان بهره لعيا گريسته
بر كشته تو اى شه بى غسل و كفن مجنون وار زينب و ليلا گريسته
ما دام عمر، سيّد سجاد ناتوان اندر عزات اى شه والا گريسته
التماس دعا
خصوصیات امام حسین (علیه السلام)
خوب دوستان عزيز برگشتيم به اول که قرار بود درباره اقامون امام حسين (عليه السلام)بنويسيم.
بسم الله.
اگر میدانستند جان میباختند
حضرت باقر علیه السلام فرمود: اگر مردم میدانستند در زیارت حسین علیه السلام چه فضیلتی است. از شوق جان میباختند. محمد بن مسلم پرسید: در زیارت حضرت چه فضیلتی است؟ فرمود: هر که حسین علیه السلام را بخاطر شوق او زیارت کند برای او هزار حج مقبول و هزار عمره مفرده مبرور و اجر هزار شهید از شهدای بدر و هزار روزه دار و ثواب هزار صدقه مقبوله و ثواب هزار بنده در راه خدا نوشته میشود.
مسائل الشیعه ج 10 ص 353
التماس دعا
با عرض سلام وخسته نباشيده به همه دوستان گرامی و عزيز ببخشيد که چند روزی نبودم.
و اما همانجوری که ميدانيم امام حسین (علیه السلام) خصوصیات فراوانی دارند .خصوصیاتی که حتی پیامبر اکرم ص و دیگر ائمه (علیهم السلام) هم فاقد آنها هستند. در این قسمت سعی داریم تا با این خصوصیات بیشتر آشنا شویم. انشاالله. اگر شما هم داستانی - معجزه ای- شعری -کرامتی - و یا هر نکته زیبا مخصوص امام حسین علیه السلام میدانید. متشکر میشوم که در این قسمت بگذارید تا معرفتمان نسبت به این امام همام بیشتر شود. انشاالله.
احترام امام زمان به تربت سيّدالشهدا (ع )
يكى از بانوان مؤ منه پرهيزگار به نام خديجه ظهوريان فرزند عباسعلى كه هم اكنون قريب نود سال از عمر با بركت خود را پشت سر گذاشته و با آنكه نزديك ده سال است بر اثر سكته از پا در آمده و با كمك عصا خود را به اين سو و آن سو مى كشاند نماز جماعتش ترك نمى شود، نقل مى كند: حدود سى سال قبل مهر تربتى را كه خود از كربلا آورده بودم كثيف شده بود، آن را بردم در آب روان (آب خيابان وسط شهر مشهد مقدس ) شستشو دادم و در ميان سطل گذاشته برگشتم ، روبروى مسجد دوازده امامى ها كه رسيدم با خودم گفتم خوب است مهر را بر گردانم ، تا وقتى كه به منزل مى رسم طرف ديگرش نيز خشك شود، مهر را كه برگردانيدم بر اثر خيس بودن طرف زيرين مهر، قدرى تربت به انگشت بزرگم چسبيده انگشتم را به ديوار روبروى مسجد ماليده و رفتم .
شب در خواب ديدم آقاى بزرگوارى كه به ذهنم رسيد حضرت حجة بن الحسن امام زمان ارواحنا فداه هستند، سرشان را به همان جاى ديوار كه ذكر شده گذاشته و به من مى فرمايند: ((اينجا تربت جدّم حسين عليه السلام را ماليده اى !))
التماس دعا
حضرت فاطمه زهرا (سلام الله عليها)
از اولين تا آخرين گناه در پرونده دومی
آيا شيطان جني دستش را بر ناموس الهي بلند كرد؟ آيا شيطان جني به پهلوي ناموس الهي لگد زد؟ اما شيطان انسي اين كار را كرد. شيطان جني شرف دارد به شيطان انسي امام صادق فرمودند: هر عملي از خون گلوي هابيل تا آخرين گناهي كه در عالم انجام مي شود در پرونده دومي ملعون نوشته مي شود.
لحظه اي كه آن دومي ملعون به درك مي رفت مولا بالاي سر او رفتند و جايگاهش را درجهنم به او نشان دادند و به او فرمودند: اگردر حضورچهل نفر ازاصحاب بگويي اشتباه كردم و من غاصب حق علي بودم، من شفاعتت مي كنم (علي را بشناس!!) بعد آن ملعون گفت: فاطمه چه ؟ حضرت مولا فرمودند : فاطمه را هم من راضي مي كنم. طاغوت ملعون گفت : النَّارَ وَ لَا الْعَارَ (2) آتش را مي خواهم ولي عار وننگ را نمي خواهم .
لات و عزي ، اولي و دومی
زمانيكه امام عصر تشريف مي آورند يكي از كارهايي كه انجام مي دهند اين است كه آن دو را از خاك بيرون مي كشند و به درختي خشكيده مي زنند كه اين درخت سبز مي شود و ميوه مي دهد جنجالي به پا مي شود بعد حضرت به آن دو مي فرمايند : به چه جرمي به مادرم سيلي زدي نامرد ؟ دومي كتمان مي كند و حضرت نامه اي را كه دومي به معاويه نوشته و تمام قضاياي كوچه را در آن شرح داده ، به او نشان مي دهند و بعد آن دو را آتش مي زنند .
و عدونا اصل كل شر
عَدُوُّنَا أَصْلُ كُلِّ شَرٍّ يعني دشمنان اهل بيت ، جبت و طاغوت (اولي و دومي) اصل هر شري هستند . وَ مِنْ فُرُوعِهِمْ كُلُّ قَبِيحٍ وَ فَاحِشَةٍ (3) . اعداء ما اهل بیت ، يعني فقط اولي و دومي، اصل تمام شرها هستند . از فروع آنها فاحشه ، دزدي ،غيبت ، زنا خلق شده است. هر دزدي ،هر غيبتي ، هر زنايي ، هر... و هر هتك حرمتي از فروع اعداء حضرت صديقه است.
مظهر شرك اولي و دومي هستند . اگر هر انساني گناه كند در آن لحظه مشرك است.
شرك از حركت مورچه سياه در شب تاريك بر روي سنگ نا پيدا تراست . هيچ چاره اي برای دور شدن، از گناه نيست. تنها راهي كه مي تواني از گناه دور شوي اين است كه اصل گناه را پيدا كني و بشناسي. اصل گناه فقط دشمني حضرت صديقه و حضرت مولا است اين ريشه گناه است . به خاطرهمين است كه هنگام لعن كردن تمام درهاي رحمت بر شما باز مي شود زيرا به اصل و ريشه زدي . تهمت، نفاق ، دروغ ، زنا ، نگاه به نامحرم ، از دشمني حضرت صديقه نشات گرفته است . هر كس هر گناهي كه بكند و هر شري كه داشته باشد از دومي ملعون به ارث برده است و مركز حسادت عايشه ملعونه است و مركز تكبر دومي ملعون است كه در مقابل حقيقت محض كه اميرالمومنين است ايستاد و تكبر كرد .
چرا نگاه به نامحرم حرام است ؟ فقط به خاطر اينكه ريشه آن در دشمني حضرت صديقه است .
بيعت گرفتن از علي!
قضيه ي بيعت گرفتن از اميرالمؤمنين (1) اينطور بود كه حضرت مولي در خانه نشسته بودند و هجوم آوردند به خانه ي حضرت مولي و گفتند مي خواهيم بيعت بگيريم در زدند و حضرت صديقه ي كبري فاطمه ي زهراء پشت در آمدند! در اينها معنا نهفته است. يعني هر كسي مي خواهد به علي وارد شود بايد فاطمه اجازه بدهد.
مي دانيم امام ـ علي ـ غيرة الله مجسم مطلق است ، مگر نمي توانستند خود بيايند و جواب بگويند .- معلوم است كه حضرت مولي مي توانست اينگونه عمل كند - اما مي خواهند به ما ياد بدهند كه فاطمه بايد در را باز كند تا بيايي با علي حرف بزني . يعني اگر فاطمه راهت ندهد نمي تواني داخل اين حريم بشوی . يعني بايد از راه امام زمان وارد شويم تا معرفت علي كسب كنيم . باب آن هم فاطمه است. حضرت صديقه ي كبري باب علي است يعني هر كس مي خواهد معرفت علي را داشته باشد بايد از در زهراء وارد شود. چون هر كسي در صورتي ايمانش قبول است كه معرفت امام زمانش را داشته باشد و امام زمان فرمودند كه نَحْنُ حُجَّهُ اللهِ عَلَي الخَلْق و اُمُّنا فاطِمه حُجَّه الله عَلَيْنا ما حجت خداييم و فاطمه حجّت خدا بر ماست. يعني امام زمان فاطمي است. يعني حضرت عسگري در خانه ي مادرش گدايي مي كند، يعني امام زمان هم كه مي خواهد برود سراغ علي ازدر فاطمه وارد مي شود.
اين باب بر همه گشوده مي شود الا بر...
تنها فردي كه حضرت صديقه ي كبري او را راه نداد ؛ شيطانِ مجسم ، دومي ملعون بود كه براي بيعت گرفتن از علي به در خانه فاطمه رفت و بعد از قضيه ي كوچه ي بني هاشم اولي و دومي آمدند درِ خانه ي حضرت صديقه و گفتند ما مي خواهيم بياييم و از فاطمه عذر خواهي كنيم و حضرت صديقه راهشان ندادند .
آيا ابليس شيطان است ؟ نه . ابليس فقط به آدم سجده نكرد . او ابليسِ آدم بود . اما شيطان لعين خبيث هماني است كه فاطمه ي زهراء او را به خانه راه نداد . شيطانِ اصلي هماني است كه در برابر حضرت مولي جسارت كرد و از باب فاطمه نتوانست عبور كند .
اول تبري سپس تولي
پس شيطان مجسم معلوم شد . تا وقتي شيطان نشناسي نور نمي شناسي . تا وقتي ظلمت نشناسي نور را نمي شناسي . اول تَبرّي و بعداً تولّي . تا وقتي دشمن را نشناسي دوست نمي شناسي .
با عرض سلام به همه بينندگان سايت شيعه ۱۱۰ اميدوارم که تا به حال توانسته باشم سايت خوبی را عرضه کرده باشم و مطالب مورد استفاده را برای شما عزيزان گذاشته باشم.
ثانيا خواستم از عزيزانی که در قسمت نظرات تشکر و يا نظر داده اند تشکر کنم و ارزوی موفقيت برايشان کنم و اميدوارم که از اين سايت راضی باشند. در ضمن اگر مطلب قشنگ درباره حضرت فاطمه (سلام الله عليها) دارند برايم ايميل کنند تا بنده انها را در سايت بگذارم چون اين سايت ماله شيعيان و امام حسينی ها است. منتظر هستم.
جايــزه ی قـنـفذ لعنة الله عليه
از سلیم روایت شده که عمر لعنة الله علیه در یکی از سالها نصف حقوق عمال خود را به غرامت برداشت و نصف دیگر را داد جز قنفذ لعنة الله علیه پسر عمویش، که تمام حقوق او را داد سلیم گوید من به مسجد رسول خدا درآمدم به جمعی برخوردم که از غیر بنی هاشم در آنها کسی نبود مگر سلمان و ابوذر و مقداد و محمد بن ابی بکر و عمر بن ابی سلمة و قیس بن سعد بن عباده، عباس بن عبدالمطلب رو به حضرت علی علیه السلام کرد و گفت چه مانع شد که عمر لعنة الله علیه حقوق همه ی عمال خود را نصف کرد ولی از قنفذ را تمام داد. امیرالمومنین علی علیه السلام نگاهی به اطراف مجلس نمود در چشمان مبارکشان اشک جمع گردید و فرمودند: می دانی چرا عمر لعنة الله علیه متعرض قنفذ لعنة الله علیه نشد؟ این کار به شکرانه ی آن خدمتی بود که برای او کرده بود که با تازیانه به بازوی حضرت فاطمه علیها السلام نواخته بود که اثرش در بازوی آن بانو گره کرده بود.
و صلی الله علی ائمة الطاهرين و لعنة الله علی اعدائهم و مخالفيهم و منکری فضائلهم اجمعين
التماس دعا
حجب ظلمانی
دو نوع حجاب داريم حجاب نوراني ، حجاب ظلماني . حجاب ظلماني گناه ، شرك، بت پرستي . حجاب ظلماني از فروع اعداء حضرت صديقه ( اولي و دومي ) نشات گرفته است . تمام حجب ظلماني از آن دو ملعون است و تا وقتي كه حجب ظلماني را كنار نزنيم به وادي نور نمي رسيم و براي رد شدن از حجب ظلماني بايد گناه را بشناسيم و اگر بخواهيم گناه را بشناسيم اول بايد اصل گناه را بشناسيم كه اصل گناه دشمني حضرت صديقه كبري است
قال مولانا علي عليه السلام : لَا رَحِمَكَ اللَّهُ وَ لَا غَفَرَ لَكَ أَيُّهَا الرِّجْسُ النِّجْسُ الْخَبِيثُ الْمُخْبِثُ الشَّيْطَانُ (4) . حضرت فرمودند خدا نبخشد تـو را اي ملعون ، نجس ، رجس ، خبيث . تمام ريشه هاي نجاست و خبـاثت به آن ملعون بـر مي گردد . بايد اين صفات را داشته باشد كه در برابر عصمت كبري الهي بايستد فاطمه مطهرة تجسم تطهير الهي بر روي زمين بود . اگر كسي اين همه خباثت مطلق نداشته باشد هيچگاه چنين امري از او صادر نمي شود . تمام كثافات عالم به اين دومي ملعون بر مي گردد .
در كتاب الامامة و سياسة ابن قتيبه دينوري كه در زمان هارون الرشيد مي زيست آمده : بعد از قضاياي بيعت گرفتن از اميرالمومنين آن دو ملعون روزي وارد خانه حضرت صديقه شدند خانم با آن دومي كه اصلا صحبت نكردند اولي ملعون به حضرت گفتند من شما را از عايشه بيشتر دوست دارم ! حضرت فرمودند : وَ اللَّهِ لَأَدْعُوَنَّ اللَّهَ عَلَيْكَ فِي كُلِّ صَلَاةٍ أُصَلِّيهَا (5) هر نمازي كه من به جا مي آورم تو را در آن لعنت مي كنم. آن وقت آن مداح مي گويد حضرت فاطمه براي آنان كه در منزلش را آتش زدند طلب مغفرت مي كند!
عظيم ترين نقطه ولايت و محك ولايت دشمني با دشمنان حضرت زهراست هر كسي در وادي عشق و ولايت بالا رفته ازهمين طريق بوده برائت از دشمنان حضرت صديقه.
در خانه حضرت فاطمه را آتش زدند خيمه امام حسين را آتش زدند مگر صورت حضرت را با سيلي نيلي نكردند؟ صورت رقيه را نيلي نكردند ؟ چه كسي هتك حرمت را بر بني هاشم شروع كرد او مي شود منشا تمام نجاسات عالم همه گناهان عالم مي رود آنجا چون تمام عالم طفيلي حضرت رسول الله است .
التماس دعا
اين جمعيت مال محرم اونهم شب جمعه چه صفائی داره انشالله خود اقا می طلبه همه را کربلا.
التماس دعا
المنكر هو الثانی
عدد ابجد منكر 310 است . ميم (م) 40 ، نون (ن) 50 ، كاف (ک) 20 ، را (ر) 200 ، كه در جمع مي شود 310 كه مساوي است با عدد ابجد دومي ملعون ، عين (ع) 70 ، ميم (م) 40 ، را (ر) 200 ، كه روي هم مي شود 310 .
شيطان حقيقي دومي ملعون است ، ابليس شرف دارد به دومي ملعون . ابليس هرگز اين جسارت را نكرد كه سيلي به صورت ناموس الهي بزند ، كه درب خانه فاطمه را آتش بزند ، هرگز ابليس مانند اولي و دومي ملعون در روي حضرت صديقه نايستاد .
اگر ولايت اميرالمومنين سرتا پاي وجودت را گرفت از خباثت و پليدي دومي دور مي شوي . اميرالمومنين به ما ياد مي دهند كه در قنوت نماز شبشان مي فرمايند : اللَّهُمَّ الْعَنْ صَنَمَيْ قُرَيْشٍ وَ جِبْتَيْهَا وَ طَاغُوتَيْهَا وَ إِفْكَيْهَا (6) خداوندا لعنت كن آن دو بت قريش، اولي و دومي را همان هايي كه بر پهلوي فاطمه ام زدند و ...
راه بندگي را امير مومنان به تو ياد مي دهد كه اگر مي خواهي بندگي كني بايد از آن دو نجاست دور شوي . اگر در وجودت حسادت ،غرور و منيّت داري همه از دومي است و بايد آنها را از خود دور كني و در پيشگاه خانم حضرت صديقه اظهار ندامت و شرمندگي كني . آن ملعون دومي بر صورت عصمت الهي سيلي زد تو نبايد بگذاري كه برعصمت وجود تو هم سيلي بزند.
آتش ظلمت
دشمني با فاطمه عهد الست هويدا شد كه هنوز جهنم و بهشت آفريده نشده بود. ذات اقدس الهي نظري كرد به شيطان دومي صحنه كوچه را به صورت اتفاقي كه خواهد افتاد برعموم نماياندند به واسطه هتك حرمت به فاطمه كه رحمت الهي است ، غضب الهي به وجود آمد و جهنم خلق شد .
آن دومي شد جهنم و بهشت هم فاطمه است بخاطر اين است كه حضرت محمد مي فرمودند هرگاه مشتاق بوي بهشت مي شوم فاطمه ام را مي بويم .
شهادت حضرت فاطمه سلام الله علیها در روایات اهل سنت
مقدمه:
مظلومیت فاطمه زهرا و شهادت جانگداز او توسط قاتلینی همچون ابوبکر و عمر و . . در عالم اسلام امری است که از نور خورشید هم واضحتر است. با این وصف از کسی که نمی خواهد خورشید را نظاره کند و یا اصولا چشم دیدن خورشید را ندارد نباید انتظار داشت به چنین حقیقتی اعتراف کند. زیرا خداوند در قرآن درباره اینان فرموده است: ((لهم أعین لا یبصرون بها )) برای آنان چشم هست ولی نمی بینند.
آری پروردگار ما از قدرت بینایی این افراد خبر داده است و دیگر نیازی نیست که ما اصرار بر دیدن و اعتراف اینها داشته باشیم. اما با گفتن حقیقت شاید بتوانیم دل سوخته مادرمان را شاد کنیم. و محبت خودمان را نسبت به او ثابت کنیم. پیشاپیش از در گاه مادر پهلو شکسته مان عذر خواهی می کنم اگر بیش از این نمی توانم در مسیر او قدم بردارم. از او دفاع کنم و مرهمی بر زخم او بگذارم.
1) تهدید عمر به آتش زدن خانه حضرت فاطمه:
(( ای دختر رسول خدا! به خدا در نزد ما کسی محبوبتر از پدرت نیست و پس از او محبوبترین تویی! و به خدا قسم این امر مرا مانع نمی شود که اگر علی و زبیر نزد تو جمع شوند دستور دهم که خانه را با آنها به آتش بکشند. ))
اسلم گفت: چون عمر از نزد فاطمه بیرون رفت حضرت علی و زبیر به خانه برگشتند. پس فاطمه فرمود: (( می دانید که عمر نزد من آمد و به خدا قسم یاد کرده اگر شما ( بدون اینکه با ابوبکر بیعت کنید ) به خانه برگردید خانه را با شما آتش می زند؟؟ و به خدا سوگند که او به سوگندش عمل خواهد کرد.
1-کتاب المصنف ابن ابی شیبه ج 7 ص 432 حدیث 37045.
2-سیوطی مسند فاطمه ص 36.
3-ابن عبدالبر در کتاب الاستیعاب ج3 ص 975
4-تاريخ طبري ج 1 ص 1118.
5-الامامه و السيامه، ابن قتيبه، ج 1 ص 20-19
6-ازالة الخلفا، دهلوي هندي، ج 362/2
7-عقدالفريد، ابن عبدربة المالك، ج 2 فصل سقيفه
8- تاريخ ابن اثير، ج 2 ص 335.
9-شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید ج 2 ص 56 چاپ بیروت از قول جوهری عالم قرن 4 و صاحب کتاب (( السقیفه و فدک ))
2) آمدن عمر با آتش به سوی خانه حضرت زهرا:
(( یابن خطاب اتراک محرقا علی بابی؟! قال نعم. ))
ترجمه: (( یابن خطاب! آیا من نظاره گر باشم و حال آنکه تو در خانه ام را بر من به آتش می کشی؟ عمر گفت: بلی . . . ))
1-تاریخ ابی الفداء ج 1 ص 156.
2-عقدالفريد، ابن عبدربه ج 3 ص 64 چاپ مصر.
3-کنز العمال ج 13 ص 140 که همین موضوع را تایید می کند.
4-انساب الاشراف ج 1 ص 586حدیث 1184.
5-اسماعیل عماد الدین در کتاب (( المختصر فی اخبار البشر )) ج 1 ص 156 چاپ مصر.
3) هجوم عمر و عده ای به در خانه حضرت زهرا:
اسامي تعدادي از افراد كه به خانه فاطمه الزهرا (س) هجوم آوردند.
(( عمربن خطاب، خالدبن وليد، عبدالرحمن بن عوف، ثابت ابن عميس شماس، زيدن بن لبيد، سلمة بن سالمة بن وقش، زيدبن ثابت، اسيربن حضير((
علمای اهل سنت نوشته اند:
(( همه افراد داخل خانه بيرون آمدند مگر علي كه گفت : من قسم خوردهام كه در خانه بمانم تا قرآن را جمعآوري كنم. عمر قبول نكرد ولي اعتراض فاطمه باعث شد تا عمر برگردد. او برگشت و ابوبكر را تحريك كرد تا پيگير مسئله باشد و او قنفذ غلام خود را چندين بار دنبال علي فرستاد ولي جواب منفي شنيد. بالاخره عمر با جمعي از مردم به خانه فاطمه رفتند. تا فاطمه صداي آنها را شنيد، ناله كرد. اي پدر، يا رسول الله، بعد از تو عمربن خطاب و ابوبكر بن ابي قحافه چگونه با ما رفتار ميكنند. ))
1-عقدالفريد، ج 28 ص 322 و ج 3 ص 163.
2-تاريخ ابن شحنه، ج7 ص 164.
3-الامامه و السياسة، ج 1 ص 13.
4-اعلام النساء، ج 3 ص 1207.
5-شرح نهجالبلاغه ابن ابي الحديد، ج 1 ص 134 و ج 2 ص 19.
6-اثبات الوصيه مسعودي ص 123
7-الملل و النحل ج 1 ص 57 چاپ بیروت که عقیده نظام را در این رابطه بیان کرده است.
4) تذکر به عمر! و بی اعتنایی او در آتش زدن خانه:
به عمر گفتند: يا اباحفص! فاطمه در اين خانه است، حتي اگر فاطمه داخل خانه باشد؟ عمر جواب داد. (( اگر چه فاطمه باشد ))
و نیزمقاتل ابن عطيه مينويسد : (( هنگامي كه ابوبكر از مردم با تهديد و شمشير وزير بيعت گرفت، عمر، قنفذ و جماعتي را به سوي خانه علي و فاطمه فرستاد و عمر بر خانه فاطمه هيزم جمع كرد و در خانه را آتش زد. ))
1-اعلام النساء عمر رضا كحاله چاپ بیروت در قسمت حرف فاء ذیل نام فاطمه
2-الرياض النضره محب طبري ج 1 ص 167 و 341.
3- تاريخ الخميس ديار بكري ج 1 ص 178.
4-الامامه و السياسه ابن قتيبه ج 1 ص 12.
5- الامه و الخلافه مقاتل ابن عطيه ص 160
5) گریه فاطمه و به زور بیرون کشیدن حضرت علی از خانه و تهدید او به قتل:
(( . . . تا آنکه ( عمر و اصحابش ) پشت درب خانه فاطمه جمع شدند و دق الباب کردند. پس چون مردم صدای فریاد و گریه فاطمه را شنیدند در حالی که گریه می کردند متفرق شدند لکن عمر و اصحابش همانجا ماندند پس علی را با زور از خانه خارج کرده و او را به طرف ابوبکر کشاندند پس به او گفتند بیعت کن! علی گفت: اگر بیعت نکنم چه می کنید؟ گفتند: اگر بیعت نکنی به خدایی که جز او خدایی نیست گردنت را خواهیم زد؟! ))
1-الامامه و السياسه، ابن قتيبه ج1 ص 13.
2-اعلام النساء، عمررضا كحاله ج 4 ص 115.
3-انساب الاشراف بلاذری ج 1 ص 587.
4-اثبات الوصیه مسعودی ص 142.
5-شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید معتزلی ج 6 ص 48.
6-السیره النبویه ابن کثیر ج 4 ص 495.
7-السقیفه و الخلافه عبدالفتاح عبدالمقصود ص 15.
6)لگد عمر بر حضرت زهرا:
(( ان عمر رفس فاطمه حتی اسقطت بمحسن ))
ترجمه: (( عمر لگدی بر حضرت زهرا زد تا محسن سقط گردید. ))
و او این حدیث را مورد تقریر و تایید خود قرار داده است.
1-سیر اعلام النبلاء ج 15 ص 578
2-اثبات الوصیه مسعودی ص 142 تحت عنوان حکایه السقیفه.
7) شهادت حضرت محسن:
ابن شهرآشوب سروی نقل می کند:
(( فرزندان فاطمه عبارتند از حسن و حسین و زینب و ام کلثوم و همانا محسن که از ضربه قنفذ عدوی کشته شد. ))
مسعودی در اثبات الوصیه می نویسد:
(( . . آنان در هجوم به خانه فاطمه سیده زنان را در پشت درب چنان فشار دادند که محسن را سقط کرد. ))
و نظام معتزلی معتقد است که بدون شک عمر در روز بیعت چنان فاطمه را زد که محسن را از شکم انداخت.
1- کتاب المناقب ج 3 ص 132 به نقل از کتاب (( المعارف )) ابن قتیبه دینوری
2-اثبات الوصیه مسعودی ص 142.
3-(( الملل و النحل )) شهرستانی ج 1 ص 57 چاپ بیروت.
4-ذهبی در کتاب المیزان الاعتدال ج 1 ص 139 رقم 552.
5-صفدی در الوافی بالوفیات ج 6 ص 17.
6-الاسفرائینی التمیمی در الفرق بین الفرق ص 107.
7-الحمویی الجوینی الشافعی در فرائد السمطین ج 2 ص 35.
8-ابن ابی الحدید معتزلی در شرح نهج البلاغه ج 14 ص 192 چاپ بیروت.
8) غضب حضرت زهرا بر ابوبکر:
(( آنان ( ابوبکر و عمر ) جرمی مرتکب شدند که خدا خود بازخواستشان می کند و آنان را به حساب می کشد. ))
1-تاریخ خلفا ابن قطیبه ج 1 ص 19.
و از دیگر مطالبی که گواه خشم و غضب حضرت فاطمه بر ابوبکر و عمر و . . . می باشد خطبه ایشان در مسجد است که فرمودند:
(( . . . ای پسر ابوقحافه ( ابوبکر ) آیا در کتاب خداست که تو از پدرت ارث ببری و من از پدرم ارث نبرم! عجب افترای بزرگی و چه بدعتی است که در دین می گذارید؟ . . . به زودی خواهید دید که هر خبری را جایگاهی و هر مظلومی را پناهی خواهد بود. ))
1-بلاغات النساء ابوالفضل احمد ابن ابی طاهر متولد 204 ص 23 و 24 چاپ بیروت.
2- شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید ج 4 ص 78.
3-المناقب احمد ابن موسی که سند آن منتهی به عایشه است.
4-السقیفه ابوبکر احمد بن عبدالعزیز جوهری که به سندهای مختلف این خطبه را نقل کرده است.
و نیز در کتب مختلف اهل سنت نقل شده است که:
(( . . . فوجدت فاطمه علی ابی بکر فی ذلک فهجرته فلم تکلمه حتی توفیت . . . ))
ترجمه: (( فاطمه بر ابوبکر غضب نمود. پس با وی قهر کرد و با او سخنی نگفت تا وفات کرد. ))
1-بخاری ج 5 ص 177 چاپ احیاء التراث وج 3 ص 38 کتاب المغازی و نیز در ج 2 ص 504 کتاب الخمس مشابه همین عبارت آمده است.
2-سنن الکبری بیهقی ج 6 ص 300 چاپ بیروت.
3-و نیز در کتاب مسلم ج 4 ص 30 کتاب الجهاد و السیر مشابه همین آمده است. و ج 1 ص 72 و ج 5 ص 153.
4-کفایه الطالب گنجی شافعی ص 225.
5-تیسیر الوصول الی جامع الاصول شیبانی ج 1 ص 209.
6-الکامل فی التاریخ ابن اثیر ج 2 ص 126.
7-تاریخ الرسل و الملوک ج 2 ص 448.
8-شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید ج 1 ص 122.
9-مروج الذهب مسعودی ج 2 ص 144.
10-تنبیه و الاشراف ص 250.
11-الصواعق المحرقه ابن حجر الهیثمی ج 1 ص 12.
12- الاستیعاب ابن عبد البر ج 2 ص 144.
13-تاریخ الخمیس الدیار البکری ج 1 ص 193.
14الامامه و السیاسه ابن قتیبه ج 1 ص 14.
15-البداء و التاریخ المقدسی ج 5 ص 66.
9)نفرین ابوبکر توسط حضرت زهرا:
(( و الله لأدعون علیک فی کل صلاه أصلیها ))
ترجمه: (( به خدا سوگند در هر نمازی که بخوانم تو را نفرین می کنم. ))
و نیز علمای اهل سنت در کتب خودشان نقل کرده اند که حضرت زهرا خطاب به آن دو نفر فرمودند:
(( إنی أشهد الله و ملائکته أنکما أسخطتمانی و ما أرضیتمانی لئن لقیت النبی لأشکونکما ))
ترجمه: (( خداوند و ملائکه او را شاهد و گواه می گیرم که شما دو نفر ( ابوبکر و عمر ) مرا به غضب آوردید و رضایت مرا فراهم نکردید. اگر پیامبر را ملاقات کنم از شما شکایت خواهم کرد. ))
1-الامامه و السیاسه ابن قتیبه ص 14.
2-کفایه الطالب گنجی شافعی باب 99.
10) غضب حضرت زهرا بر ابوبکر و عمر و اجازه ندادن به آن ها برای شرکت در تشییع جنازه و دفن شبانه او:
(( فلما توفیت دفنها زوجها علی لیلا و لم یوذن بها ابابکر و صلی علیها ))
ترجمه: (( هنگامی که فاطمه وفات کرد همسرش او را شبانه دفن کرد و ابوبکر را خبردار نکرد و به او اجازه خواندن نماز بر او را نداد. ))
و در کتابهای دیگر که آدرس داده می شود باز یا مشابه و یا عین همین مطلب نقل شده است.
1-کتاب بخاری ج 3 ص 36 و ج 5 ص 9 و ج 7 ص 87..
2-کتاب مسلم ج 3 ص 1380 چاپ مصر.
3-المصنف حافظ عبدالدین محمد بن ابی شیبه ج 4 ص 141.
4-شذرات الذهب ابی فلاح الحنبلی ج 1 ص 15 چاپ قاهره.
5-الثغور الباسمه سیوطی ص 15 چاپ بمبئی.
6-تاریخ ابی ذرعه عبدالرحمان بن عمرو الدمشقی ج 1 ص 290 چاپ دمشق.
7-شرح نهج البلاغه این ابی الحدید ج 6 ص 50.
8-تاریخ یعقوبی ج 2 ص 115.
9-اکمال الرجال خطیب تبریزی ص 735 چاپ دمشق.
10-انسان العیون الشهیره بالسیره الجلیه شیخ علی ابن برهان الدین شافعی ج 3 ص 361 چاپ قاهره.
11-سنن الکبری بیهقی ج 4 ص 29 چاپ حیدر آباد.
12-مقتل الحسین ابوالموید موفق ابن احمد ص 83.
13-مجمع الزوائد الهیثمی ص 211.
14-طبقات الکبری ابن سعد ذهبی ج 2 ص 128 چاپ بیروت.
15-تهذیب الاسماء حافظ النوری ج 2 ص 353.
16-حلیه الاولیاء ابی نعیم اصفهانی ج 2 ص 42 چاپ مصر.
11) اعتراف ابوبکر به این جنایت عظیم:
متقی هندی می گوید ابوبکر گفت:
(( ای کاش به خانه فاطمه حمله ور نشده بودم و آنجا را به حال خود وا می گذاشتم اگر چه علیه من پیمان جنگ می بستند. ))
و در آدرس هایی که در پایین می آوریم مشابه همین عبارات و یا عین عبارات ایوبکر ذکر شده است.
1-کنز العمال ج 5 ص 631.
2-تاریخ الامم و الملوک ابن جریر طبری ج 2 ص 619.
3- مروج الذهب مسعودی ج 2 ص 194.
4-المعجم الکبیر طبرانی ج 1 ص 62.
5-شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید ج 2 ص 47.
6-ازاله الخلفاء دهلوی هندی ج 2 ص 29.
7-میزان الاعتدال ذهبی ج 2 ص 215.
8-لسان المیزان ابن حجر عسقلانی ج 4 ص 219.
9-الامامه و السیاسه ابن قتیبه دینوری ج 1 ص 18.
10-الاموال حافظ ابوعبید ص 194.
گرفته شده از سايت:
تو مظهر ذات لا يزلی٬ زهرا
مجموعه اوصاف کمالی٬ زهرا
با اين همه اعتبار٬ ای طاهره قدس
پر سوخته و شکسته بالی٬ زهرا
جواد محدثی
التماس دعا
وداع وداع همه با حضرت فاطمه:
در روايت ورقه امده است:
اميرالمومنين (عليه السلام) فرمود: مشغول غسل دادن فاطمه (سلام الله عليها) شدم٬ او را در درون پيراهن٬ بی انکه پيراهنش را را از تن بيرون اورم غسل دادم٬ به خدا قسم فاطمه پاک و پاکيزه بود٬ سپس از باقی مانده حنوط رسول خدا (ص) او را حنوط کردم و کفن بر او پوشاندم و پيچيدم. وقتی مه خواستم بندهای کفن را ببندم٬ صدا زدم:
ای کلثوم٬ ای زينب ای سکينه٬ ای فضه٬ ای حسن ای حسين!! ((هلموا تزودودا من امکم؛ بيايد و از ديدار مادرتان
توشه برگيريد ((چه شبی بود ان شب برای امام علی (عليه السلام) و همچنين برای حضرت زينب و امام حسين و حسن)) که وقت فراق و لقای بهشت است. (( اه
))
حسن و حسين (عليهم السلام) امدند و با اه ناله می گفتند:(( آه! شعله حسرت و اندوهی که هرگز خاموش شدنی نيست٬ برای فقدان جدمان محمد مصطفی (ص) و مادرمان فاطمه (سلام الله عليها)٬ ای مادر حسن و ای مادر حسين! وقتی که با جدمان ملاقات کردی سلام ما را به او برسان و به او بگو: ما بعد از تو در دنيا يتيـــــميم. 

.
التماس دعا
علی بر سر پيکر فاطمه (سلام الله عليها)
علی (عليه السلام) بعد از شنيدن خبر جانسوز مرگ فاطمه (سلام الله عليها) به سرعت وارد منزل شد٬ ديد فاطمه (سلام الله عليها) در بستر خود خوابيده و يک قطيفه مصری روی خود کشيده است. علی (عليه السلام) او را صدا زد٬ جوابی نشنيد
. به طرف راست و چپ فاطمه (سلام الله عليها) رفت صديقه را صدا کرد٬ اما جواب نشنيد. عبای خود را کنار گذاشت٬ عمامه را برداشت٬ دامن قبا را بالا زد و سر حضرت زهرا (سلام الله عليها) را در دامن خود نهاد و هی صدا ميزد: يا زهرا ! يا زهرا ! ... اما فاطمه سخنی نگفت. امير المومنين گفت: ای دختر محمد! جوابی نشنيد... هی ميگفت ((يا فاطمه! يا فاطمه! کلمينی؛ ای دختر پيغمبر! با من صحبت کن)) من علی هستم من علی هستم
.
اه خدايا
التماس دعا
چند روز پيش پدرم داشت برای مادرم يه شعری ميخوند که خدا وکيلی محشر بود گفتم برای شما عزيزان هم بگذارم و ان اين بود که
انهائی که ميگويند علی خداست
کفرش بکنار عجب خدائی دارند
يكى از علماى پيشين سيد محمدباقر حجت طباطبايى (متوفاى 1331ق) نام داشت كه از نسل صاحب رياض واز علماى بزرگ وكوشا بود. وى در هنگام جوانى روزى به همراه والد ارجمندش به زيارت مشاهد مشرفه كاظمين عليهم السلام مشرف شد. علما وشخصيت هاى مذهبى كاظمين وبغداد كه از آمدن اين دو بزرگوار با خبر شدند نزد آنان گرد آمدند ودرباره يكى از علماى عامه كه تهمت هاى ناروايى را متوجه شيعيان كرده بود سخن گفتند. در آن زمان تمام كشورهاى اسلامى به جز ايران تحت سيطره دولت عثمانى بود وگويا آن عالم سنى نظر سلطان عبدالحميد پادشاه عثمانى را به ديدگاه هاى خود جلب كرده بود وشيعيان را در نظر وى مردمى مشرك توصيف نموده بود كه خلفا وصحابه واز جمله عايشه همسر پيامبر صلى الله عليه وآله را لعن مى گويند. كار به جايى رسيده بود كه پادشاه تصميم گرفت كه از همه شيعيان بخواهند در ميادين عمومى حاضر شوند وشهادتين خود را در ملأ عام بازگويند.
آنان از پدر سيد محمد باقر خواستند به شبهات وايرادات بى اساس آن عالم سنى پاسخ گويد واو نيز اين كار را به فرزند دانشمندش حواله داد. سيد محمد باقر شبهات وى را در قالب منظومه اى در پانصد بيت پاسخ داد كه انصافاً زيبا وخواندنى است. در گذشته طلاب علوم دينى تمام يا بخشى از اين منظومه عقايدى را حفظ مى كردند. مى توان گفت اين منظومه يك دوره كامل از اصول شيعه ـ البته با ملاحظه اصل تقيه ـ مى باشد. مرحوم سيد محمد باقر حجت اين منظومه را الشهاب الثاقب نام نهاد وبراى پادشاه فرستاد. اين منظومه نظر وى را جلب كرد وباعث شد پادشاه از تصميم خود بازگردد. به عبارت ديگر اين كتاب مصيبت بزرگى را از شيعه دفع كرد واز كشته شدن هزاران نفر از شيعيان جلوگيرى نمود.
آيت الله العظمى شيرازى در ادامه افزود: صاحب اين كتاب ارزشمند ماجرايى با حضرت زهرا سلام الله عليها دارد كه شنيدنى است. اين ماجرا را مرحوم والد ـ البته با واسطه ـ از صاحب خودِ قصيده نقل مى كردند. مرحوم حجت گفته بودند: من واقعاً متحير مانده بودم كه راجع به مسئله امامت ودشمنان اميرالمؤمنين عليه السلام چه چيزى بگويم كه از يك طرف پادشاه آزرده خاطر نشود واز سوى ديگر مخالف حق نباشد. مثلاً درباره عايشه چه بگويم كه هم مادرمان حضرت زهرا سلام الله عليها خرسند باشند وهم پادشاه را قانع كند. چراكه ناصبيان همه جا مى گفتند كه شيعيان، عايشه را ناسزا مى گويند ولذا واجب القتل مى باشند. در نهايت شبى اين بيت به خاطرم رسيد وبه گمان خود با گفتن آن شاهكار كرده بودم:
اى أمّ إنى وأبيك لأبى من ان أسبَّ زوج جدنا النبي
يعنى اى مادر، به پدرت قسم مى خورم كه من از جد خودم خجالت مى كشم كه همسر وى را ناسزا گويم.
همان شب حضرت زهرا سلام الله عليها را در عالم رويا ديدم كه به من فرمودند: عايشه در حق تو چگونه مادرى كرده است كه درباره وى چنين مى گويى؟ از خواب برخواستم واين بيت را به اين نحو اصلاح كردم:
فيا حميرا سَبّكِ محرمٌ لأجل عينٍ الفَ عينٍ تكرم
اى حميرا دشنام گفتن به تو روا نيست چه بسا به حرمت يك شخص، هزار كس مورد تكريم واقع شوند.
مرجع عالى قدر پس از بيان اين ماجرا افزودند: در حقيقت حضرت زهرا سلام الله عليها به ايشان فرمودند: ضرورتى ندارد او را با تعبير «يا ام؛ اى مادر» خطاب كنى. شايد بود ونبود اين كلمه در ميان آن كتاب پانصد بيتى نمى توانست تأثير مثبت يا منفى به جا بگذارد اما حضرت زهرا سلام الله عليها تا اين اندازه باريك بينى ونازك كارى به خرج داده بودند.
ايشان در پايان خاطرنشان كردند: هركدام از شما به نوبه خود تلاش هاى فكرى، جسمى، ومالى بسيارى را متحمل مى شويد. اين ها همگى در دوركردن رذايل نفسانى از انسان ورشد او نقش دارند. سختى هايى كه در اين راه متحمل مى شويم نزد خداى متعال به شمار مى آيد وهمگى عنايت است.
اهل بيت عليهم السلام وحضرت حجةبن الحسن عجل الله تعالى فرجه الشريف به ما وعده «رعايت» وحفاظت داده اند، ولى نبايد توقع داشته باشيم كه همه چيز هم اكنون درست شود. اين دنيا دارِ امتحان است وهمه ما بايد مورد آزمون واقع شويم. اميدوارم به بركت آن انوار مقدس عليهم السلام همه ما از اين آزمون ها سربلند بيرون آييم.
التماس دعا
درد دل فـــــاطمه با اســـــما
مرحوم اربلی در کتاب ((کشف الغمه)) روايت کرده که گويند:
فاطمه (سلام الله عليها) پس از پدر خود چهل روز زند بود٬ چون هنگام مرگش فرا رسيد به اسما فرمود: جبرئيل برای پيغمبر کافوری از بهشت اورد٬ و رسول خدا (ص) ان را سه قسمت کرد: يک قسمت را برای خود و قسمتی را نيز برای علی و يکی ثلث ان را نيز برای من گذارد که وزن آن به اندازه چهل درهم بود. اکنون ان را ـ که در فلان جاست ـ نزد من حاضر کن٬ و انگاه جامه اش را بر سر کشيد و فرمود: ساعتی صبر کن٬ انگاه مرا صدا بزن و اگر ديدی پاسخ تو را ندادم٬ بدان که من از دنيا رفته و به پدر خود ملحق گشته ام.
اسما ساعتی صبر کرد٬ انگاه پيش امده و صدا زد:
(( يا بنت محمد المصطفی ! يا بنت اکرم من حملته النسا ! يا بنت خير من وطی الحصا ! يا بنت من کان من ربه قاب قوسين و ادنی)) ای دختر مصطفی ! و ای دختر ان کسی که زنان گرامی تر از او حمل نکردند ! و ای دختر کسی که بهتر از او کسی قدم روی خاک نگذارد ! و ای دختر کسی که مقام قرب او نسبت به پروردگارش (( قاب قوسين او ادنی)) بود !!!.
و چون ديد پاسخی نمی شنود٬ دست دراز کرد و پارچه را از روی صورت فاطمه برداشت و مشاهده نمود که از دنيا رفته است !
اسما خود را روی صورت حضرت زهرا (سلام الله عليها) انداخت او را بوسيد و می گفت: فاطمه جان ! وقتی نزد پدرت رفتی٬ سلام اسما دختر عميس را به او برسان.
التماس دعا
آخريـــــــن لحظــــات عــــــــمر
ساعت احتضار فرا رسيد. در اين هنگام پرده برداشته شد و حضرت صديقه طاهره (سلام الله عليها) نگاهی تند و عميقی افکند و فرمود: سلام بر جبرئيل٬ سلام بر رسول خدا٬ پروردگارا ! مرا با پيامبرت محشور کن و در رضوان خود و جوار رحمت و خانه ات دارالسلام مسکن و ماوا ده. ان گاه فرمود: آيا آنچه را که من ميبينم شما هم ميبيند.
گفتند: شما چی می بينی؟
فرمود: اين موکبهای اهل آسمانها است و اين هم جبرئيل است٬ و اين هم رسول خدا (ص) است که می فرمايد: دختر عزيزم ! پيش من ای؛ زيرا انچه در پيش داری٬ برای تو بهتر خواهد بود.
انگاه چشمان خويش را باز کرد ... و فرمود: و سلام بر تو٬ ای قابض ارواح !! زود مرا قبض روح کن و اذيتم مکن.
التماس دعا
سپس فرمود: پروردگارا ! به سوی تو می ايم٬ نه به سوی اتش.
پس چشمهايش بسته شد٬ دستهای و پاهای خود را دراز کرده و از دنيا رفت (۱).
(۱) ـ بحار النوارـ ج ۴۳ ـ ص ۱۸۶.
ملاقات عمر و ابابکر از حضرت فاطمه (سلام الله عليه).
حضرت فاطمه (سلام الله عليه) در حالی که خانه از صحابه رسول خدا (ص) و بنی هاشم و زنان انصار و مهاجر پر است٬ به ان دو نفر اجازه ورود می دهد. ان دو داخل می ايند٬ مسرورند که از رسوائی نجات يافتند٬ غافل از اين که در دام رسوائی بزرگتری افتادند. حضرت فاطمه (سلام الله عليه) ملحفی بر رو کشيده٬ روی خود را به ديوار کرده و حتی جواب سلامشان را هم نمی دهد. انان می خواهند تنفقدی کنند. ام حضرت فاطمه (سلام الله عليه) می گويد تا جواب سوالم را ندهيد٬ کلامی نخواهم گفت. می گويند: بپرس ای دختر رسول خدا !! اتاق را سکوت عميقی گرفته است و همه بی صبرانه در انتاظار پايان کار. حضرت فاطمه (سلام الله عليه) می پرسد: ايا شما دو نفر شنديد که پدرم رسول خدا (ص) می فرمود: ((فاطمه پاره تن من است؛ هرکس او را بيازارد٬ من را ازرده و هر که من را اذيت کند٬ خدا را ازرده است.)) ان دو گفتند: چه کسی است که نشنيده باشد؟ بله٬ ما هم به دفعات از پدرت رسول خدا (ص) اين را شنيده ايم. حضرت فاطمه (سلام الله عليه) پس از اين اقرار٬ دستهای خود را به اسمان برداشت و ان گاه بلند و قاطع٬ ان گونه که همه بشنوند٬ گفت: خدايا ! شاهد باش که اينها مرا اذيت کردند و شکايتشان را به تو و رسولت خواهم نمود. نه !! هرگز از شما راضی نخواهم شد٬ تا پدرم را ملاقت کنم٬ و از رفتار زشت شما برايش بگويم٬ تا بين ما قضاوت کند (۱). و باز افزود: من در هر دو نماز که بخوانم٬ شما را نفرين می کنم (۲).
الهم لعن جبت و طاغوت.
(۱)ـ علل الشرايع ـ باب ۱۴۸ـ ص ۱۸۷؛ اعلام النسا ـ ج ۴ ـ ص ۱۲۳.
(۲)ـ الامامه و السياسه ـ ص ۱۴.
التماس دعا
با عرض سلام و خسته نباشيد به همه دوستان گرامی و عزيز ببخشيد که برای مدتی هست سايت را اپلود نکردم به بزرگی خودتون ببخشيد.
اولا ميخواستم تولد بزرگ زنی مثل حضرت زينب را به تمامی شيعيان حسينی تبريک بگم.
دوما خواستم که شهادت فاطمه زهرا (سلام الله عليها) را به تمامی شيعيان حسينی و فاطمی تسليت عرض کنم و ارزوی موفقيت را برای همه شيعيان ميکنم.
واما بخاطر ايامه فاطميه خواستم کمی از مصائب حضرت فاطمه زهرا (سلام الله عليه) صحبت کنم و يا صحبت کنيم البته بعد از مقدمه.
فاطمه نور چشم پيامبر است.
فاطمه شفاعت کنند گناهکاران است.
فاطمه محبوب خداوند است.
فاطمه دلسوز و مهربان است.
فاطمه نشان نبوت است.
فاطمه نور الهی است.
فاطمه بعد از وفات پيامبر کسی او را خندان نديد تا از دنيا رفت.
و اما فاطمه نخستين کسی است که به بهشت وارد ميشود.
زينبيون ميگن حسين
فاطميون ميگن حسين
حسين ميگه ابلفضل
التماس دعا
اگر خواهی رهی از اتش قهر زيارت کن غريب کربلا را
نمی سوزد به اتش انکه از شوق زيارت کرد شاه نينوا را
با عرض سلام و خوشامد به همه دوستان گرامی ببخشيد که چند روزی است موضوع جيد ننوشتم.
خوب از اين هفته درباره معجزات سيد الشهدا (عليه السلام) بعد از شهادت خواهيم نوشت.
((درخت خون ميگريد))
جناب اقای حجه السلام و المسلمين شيخ علی موحد نقل فرمود: در ايام عاشورا بقصد ترويج و نشر احکام دين بسمت لارستان رفته بودم در اين چند روزيکه در فداغ رودشت اقامت داشتم روز تاسوعا چند نفر خبر اوردند که شب گذشته از درخت سدری که در چهار فرسخی اينجا است نوری شبيه ماهتاب ظاهر شده و جمعی از اهالی محل برای مشاهده ان درخت رفتند. فردا يعنی روز عاشورا خبر اوردند که شب گذشته نوری ظاهر نشد لکن طرف صبح خون از ان درخت بر زمين می ريخت و قطعه ای کاغذی که چند قطره خون از ان درخت بر ان ريخته بود همراه اورده بودند. جماعتی از سنيهای ان محل پس از مشاهده ان خون مشغول لعن يزيد و قاتلين امام حسين (عليه السلام) شده و با شيعيان در اقامه عزای ان بزرگوار شرکت نمودند.
هرجا که روی عزا و ماتم برپاست
از سوز حسين (عليه السلام) اتشی بر دلهاست
هردم که ز کربلای او ياد شود
فرياد حسين حسين (عليه السلام) ياران به هواست.
التماس دعا





توی ضریح رو دقت کردی؟

این هم قسمت سر مبارک حضرت علی اکبر(علیه السلام)

وقتی تقریبا ی دور می زنی، به ی جایی می رسی که ی سنگ مقدس کنار ضریح است که همه برای نماز خوندن و سجده کردن و تبرک جستن و بوسیدن این سنگ تو صف ایستادن(!). نمیخاید شما هم چسبیده به ضریح و روی این سنگ دو رکعت نماز زیارت بخونی؟ خیلی فضیلت داره ها.

اين هم يه سايتی ديگری از بنده است که انشالله مورد قبول خدا و اهل بيت باشد. اين سايت درباره اين موضوعات صحبت ميکند اهل بيت، اسلام، اخلاق، سوال و جوابهائی از شیعه از امام زمان (عج)، و عقايد.
منتظر نظر شما هستم.
http://www.shia313.persianblog.ir/
التماس دعا.
اين هم تقديم ميکنم به تمامی شيعيان امام علی (عليه السلام).
التماس دعا
دلا بايد به هر دم يا علي گفت نه هر دم بل دما دم يا علي گفت
بصدق دل هميشه ياد او کرد به هر پيچ به هر خم يا علي گفت
يقين سري است در دل هاي مردم به هر شادي به هر غم يا علي گفت
دمي که روح در آدم دميدند ز جا بر خاست آدم يا علي گفت
ز بطن حوت کي آزاد مي گشت چو يونس بس که هر دم يا علي گفت
چو نوح از موج طوفان ايمني خواست توسل جست هر دم يا علي گفت
عصا در دست موسي اژدها گشت کليم آن جا مسلم يا علي گفت
نمي شد جان مرده زنده هرگز يقين عيسي بن مريم يا علي گفت
پيامبر در شب معراج بر خاست به قصد قرب اعظم يا علي گفت
علي در کعبه بر دوش پيامبر قدم بنهاد و آن دم يا علي گفت
ز جا کي کنده ميشد درب خيبر يقين مولا علي هم يا علي گفت
به فرقش کي اثر ميکرد شمشير يقينا ابن ملجم يا علي گفت
يا علي
علـــي فرمانده ميدان عشق است
اسـاس و پايه و بنيان عشق است
بــه کــوري دو چــشــم اهل سنت
امير المومنين سلطان عشق است
همه حرف خـداي حق همين است
تـــمام آيــه ي قـــرآن چــنين است:
الا اي اهــــــــــــل عالم گفته يزدان
فقط حيدر اميـــــر المومنين اســـت
با عرض سلام و خوشامد به همه دوستان گرامی ببخشيد که چند روزی است موضوع جيد ننوشتم.
و اما يکی ديگر از عنايت امام حسين (عليه السلام) به مداحين و روضه خوانان
((باب الحسين در جنت))
ميرزای شيرازی فرمود٬ در حدود سی چند سال قبل٬ مشرف به نجف اشرف شده و پس از زيارت مولا امير المومنين علی (عليه السلام) روز جمعه ای موفق به زيارت ايه الله العظمی ميرزا عبدالهادی شيرازی شدم٬ ايشان فرمودند:((شبی صحرای قيامت را خواب ديدم که دری به بهشت دارد و علما و فقها و مراجع تقليد در صف طولانی ايستاده و حضرت صادق (عليه السلام) به حساب انها رسيده و به بهشت می فرستد و من ديدم در اوخر صف هستم تا نوبت به من برسد٬ طول ميکشد٬ نگاه کردم ديدم در ديگری به بهشت باز است که ان را باب الحسين می گويند؛ ولی انجا کسی معطل نميشود و با خود گفتم: از اين در می روم پس به سوی ان در امدم و تا خواستم وارد شوم٬ دربان گفت: نمی شود. اين در مخصوص اهل منبر و ذاکرين حضرت ابی عبدالله الحسين (عليه السلام) است. شما که منبری نيستی پس از خواب بيدار شدم و بنا گذاشتم که هر شب جمعه خودم برای بچه های خود روضه بخوانم.))۱
۱- گنجينه دانشمندان٬ ج۹، ص ۲۶۳.
راستی بيائيم و ما هم خودمان را در دفترچه مداحين سبت بکنيم و هرکه يه شعری و يا يه قصه ای درباه امام حسين (عليه السلام) بگه تا ما در روز قيامت انشالله از در باب الحسين ما را وارد بهشت کنند.
يا علی
التماس دعا
درضمن از همه عزيزانی که از سايت بنده حقير ديدن کردن ممنونم و اميدوارم که اولين بار و يا اخرين بارشان نباشد و انشالله که تونسته باشم مطالب خوبی را عرض کرده باشم و بکنم.
يا حسين
خوب دوستان عزيز از اين به بعد هر چند هفته يه بار موضوع امام حسين (عليه السلام) را عوض خواهيم کرد منظورم که از امروز بحث مان درباره عنايت امام حسين (عليه السلام) به مداحين و روضه خوانان است.
((ديدار امام حسين (عليه السلام)هنگام مرگ:
يکی از علمای متدين می گفت: پيرمردی اهل علم تقريبا ۹۰ سال عمر داشت مريض شد و مدت دو ماه بستری بود و در اوخر عمرش زبانش بند آمده بود، ابدا قدرت حرکت نداشت؛ روزی به ديدن او رفتم و هر چه او را صدا زدم متوجه نشد او را با دست تکان دادم، بيدار نگرديد. ناگاه ديدم چشم هايش را باز کرد و با عجله گفت: عبا و عمامه من را بياوريد، بياوريد، زود باشيد خبر اوردند که اقايم امام حسين (عليه السلام) به ديدن من می ايد، اطاق را تميز نماييد. اين مريض دو ماه بود که حرکت نداشت به عجله از جای برخاست و نشست و دو دست خود را به سينه گذاشت و گفت (( اسلام عليک يا مولا)) اقا حسين جان !! خويش امدي، چه خوب از ذاکرت يادی کردی. اين بگفت و خوابيد، گويا مدت ها بود که روح از بدنش مفارقت کرده.((۱))
گر طبيبانه بيايی بر سر بالينم به دو عالم ندهم لذت بيماری را
التماس دعا
((۱)) کفايه الواعظين، جلد ۴، نقل از مجموعه حکمت، دوره چهارم،شماره ۳.
اسلام عليک يا ابا عبدالله الحسين
و اما يکی ديگر از عنايتهای امام حسين (عليه السلام) به عزاداران خويش.
((اثر عزاداری حسينی (عليه السلام)))
سيد جليل مرحوم دکتر اسماعيل مجاب (دندانساز) عجايبی از ايام مجاورت در هندوستان که مشاهده کرده بود نقل می کرد، از ان جمله می گفت: عده ای از بازرگانان هندو (بت پرست) به حضرت سيد الشهدا معتقد و علاقه مندند و برای برکت مالشان با ان حضرت شرکت ميکنند؛ يعنی در سال مقداری از سود خود را در راه ان حضرت صرف می کنند، بعضی از انها روز عاشورا به وسيله شيعيان، شربت و پالوده و بستنی درست کرده و خود به حال عزا ايستاده و به عزاداران ميدهند و بعضی ان مبلغ که راجع به ان حضرت است به شيعيان می دهند تا در مراکز عزاداری صرف نمايند. يکی از انان را عادت چنين بود که همراه سينه زنها حرکت می کرد و با انها به سينه می زد چون مرد، بنا به مرسوم مذهبی خودشان بدنش را با اتش سوزانيدند تا تمام بدنش خاکستر شد، جز دست راست و قطعه ای از سينه اش که اتش ان دو عضو را نسوزانيده بود. بستگانش ان دو قطعه را اوردند نزد قبرستان شيعيان و گفتند: (( اين دو عضو مربوط به حسين شماست.))
جائی که اتش دنيا به وسيله امام حسين (عليه السلام) خاموش و برد و سلام ميگردد پس نسوزانيدن اتش ضعيف دنيوی به وسيله ان بزرگوار جای تعجب نيست.و جماعتی از (هنود) هر ساله شب عاشورا در اتش ميروند و نمی سوزند و اين مطلب مشهور و مسلم است.
التماس دعا
اين هم عکسی از ضريح اقا اباعبدالله حسين (عليه السلام) که درخواست يکی از دوستان بود.

التماس دعا
با عرض سلام مجدد و ضمن اينکه بر تمامی شيعيان جهان شهادت فاطمه معصومه دختر موسی بن جعفر (عليه السلام) را تسليت عرض ميکنم.
ای خاک قم فضيلت و قدر و شرافتت از احترام زاده ساقی کوثر است
باشد روا که فخر کنی بر خود ای زمين مدفون به زير خاک تو فرزند حيدر است
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
خوب و اما يکی ديگر از عنايت امام حسين (عليه السلام) به عزاداران:
(( عاقبت اهانت ))
شهيد ايت الله دستغيب می فرمايد: اقای سيد محمود عطاران نقل کرد که سالی در ايام عاشورا در ميان دسته سينه زنان، جوانی زيبا در اثنای زنجيرزدن به زنها نگاه ميکرد،من طاقات نياوردم، غيرت کردم و او را سيلی زدم و از صف خارج کردم.چند دقيقه بعد دستم درد گرفت و به تدريج شدت گرفت، تا اينکه به ناچار کار به دکتر کشيد، دکتر گفت: علت درد را نمی فهمم، ولی روغنی داد تا دردش را ساکن کند. روغن را به کار بردم اما اثری نکرد، بلکه هر لحضه درد شديتر و ورم و اماس دست بيشتر ميشد، به خانه امدم و فرياد ميکردم، شب خواب نرفتم، اخر شب لحظه ای به خواب رفتم، حضرت شاه چراغ را ديدم به من فرمود:((بايد ان جوان راضی کنی.)) فهميدم که علت درد چيست. هرطور بود ان جوان را پيدا کردم و معذرت خواستم تا بلاخره راضی شد، درست در همان لحظه درد ساکن شد و ورم ها تمام شد و معلوم شد که من خطا کرده ام و بدگمانی بوده است و بی جهت به عزاداری سيد الشهدا (عليه السلام) توهين کرده بودم.
اميدوارم که استفاده کرده باشين
و اگر هم خدای نکرده خدای نکرده توهينی به عزارداری امام حسين (عليه السلام) کرده باشين تا به حالا همين الان برين توبه بکنيد اه !!!! ده برو ديگه چرا داری ميخونی پشو برو (شوخی کردم)
نوکر تمام عاشقان امام حسين (عليه السلام)
التماس دعا
خداوند از حسيــــــن تجلــيل کرده چنان در کار خــــــود تعجيل کرده
که هنگام بنـــــــــای کربلايش خودش دربار خويش راتعطيل کرده
جهان خاک کف پای حسيـن است بنام حسن زيبای حسيــــــــن است
همين تعريــف حسن خوب او شد خدا محو تماشای حسيــــــــن شد
بسم الله فقط بسم الله الحسين اسـت تشکر کردن از حق با حسـين است
نشـان افتخـــاری در خـــور حـق مدالی با حروف يا حسيــــــن است
جهان در موســـم حج ، حج گذارد که کاری جز طواف حــــق ندارند
ولـــی ای حاجــيان حــق بــدانــيــد که بيت الله ما شش گوشه دارد
علی ساقی و پيمانش حسـين است خدا شاه و وليعهدش حسيــن است
ميان ســفره مهمانـــــی حـــق نمک حيدر نمکدانش حسيـن است
اين شعر هم تقديم ميکنم به تمامی عاشقان امام حسين (عليه السلام)
در ضمن دوست دارم بقيه دوستانی که شعر در مدح امام حسين (عليه السلام) و يا ميدانند را در قسمت نظرها بگذارند تا تمام عاشقان استفاده کنند.
همين تعريــف حسن خوب او شد خدا محو تماشای حسيــــــــن شد
بسم الله فقط بسم الله الحسين اسـت تشکر کردن از حق با حسـين است
نشـان افتخـــاری در خـــور حـق مدالی با حروف يا حسيــــــن است
جهان در موســـم حج ، حج گذارد که کاری جز طواف حــــق ندارند
ولـــی ای حاجــيان حــق بــدانــيــد که بيت الله ما شش گوشه دارد
علی ساقی و پيمانش حسـين است خدا شاه و وليعهدش حسيــن است
ميان ســفره مهمانـــــی حـــق نمک حيدر نمکدانش حسيـن است
اين شعر هم تقديم ميکنم به تمامی عاشقان امام حسين (عليه السلام)
در ضمن دوست دارم بقيه دوستانی که شعر در مدح امام حسين (عليه السلام) و يا ميدانند را در قسمت نظرها بگذارند تا تمام عاشقان استفاده کنند.
نشـان افتخـــاری در خـــور حـق مدالی با حروف يا حسيــــــن است
جهان در موســـم حج ، حج گذارد که کاری جز طواف حــــق ندارند
ولـــی ای حاجــيان حــق بــدانــيــد که بيت الله ما شش گوشه دارد
علی ساقی و پيمانش حسـين است خدا شاه و وليعهدش حسيــن است
ميان ســفره مهمانـــــی حـــق نمک حيدر نمکدانش حسيـن است
اين شعر هم تقديم ميکنم به تمامی عاشقان امام حسين (عليه السلام)
در ضمن دوست دارم بقيه دوستانی که شعر در مدح امام حسين (عليه السلام) و يا ميدانند را در قسمت نظرها بگذارند تا تمام عاشقان استفاده کنند.
ولـــی ای حاجــيان حــق بــدانــيــد که بيت الله ما شش گوشه دارد
علی ساقی و پيمانش حسـين است خدا شاه و وليعهدش حسيــن است
ميان ســفره مهمانـــــی حـــق نمک حيدر نمکدانش حسيـن است
اين شعر هم تقديم ميکنم به تمامی عاشقان امام حسين (عليه السلام)
در ضمن دوست دارم بقيه دوستانی که شعر در مدح امام حسين (عليه السلام) و يا ميدانند را در قسمت نظرها بگذارند تا تمام عاشقان استفاده کنند.
ميان ســفره مهمانـــــی حـــق نمک حيدر نمکدانش حسيـن است
اين شعر هم تقديم ميکنم به تمامی عاشقان امام حسين (عليه السلام)
در ضمن دوست دارم بقيه دوستانی که شعر در مدح امام حسين (عليه السلام) و يا ميدانند را در قسمت نظرها بگذارند تا تمام عاشقان استفاده کنند.
خوب قرارمون اين بود که برای تنوع در سايت هر چند روز يه بار يه سوالی را بپرسيم و نظر همه دوستان و يا جواب همه دوستان را درباره ان بدانيم.
و اما سوال امروز و يا شب اين است.
(((ما برای چی برای امام حسين (عليه السلام) گريه ميکينم؟)))
منتظر جواب همه دوستان هستم.
و اما يکی ديگر از عنايت امام حسين (عليه السلام)
اميدوارم که استفاده کنيد.
بسم رب الحسين
حجه الاسلام و المسلمين جناب اقای سيد جليل نجفی يزدی صاحب کتاب شريف مناقب اهل البيت عليهم السلام نقل می فرمود از پدر بزرگوارشان حضرت ايه الله حاج سيد عبدالحي، که از علمای طرز اول شهر يزد بود و از شاگردان حضرت ايه الله العظمی سيد محمد کاظم يزدی صاحب العروه الوثقی بود ــ و خويشاوندان ايشان بود و از حضرت ايه الله العظمی سيد ابوالحسن اصفهانی اجازه اجتهاد داشته که در اول مناقب به طبع رسيده است.
ايشان در سالی که به دعوت شيعيان هند و از طرف صاحب عروه (رضوان الله عليه) به هند رفته بودند، در انجا خود منظره به اتش رفتن شيعيان را ديده بودند و نقل ميکردند که حرارت اتش ان قدر زياد بود که عده ای بر نرده های چوبی که اطراف صحنه قرار داده شده بود، مدام اب می پاشيدند تا حصار از بين نرود.
آري، وقتی که اشک ديدگان عزادار حسين، اتش جهنم را خاموش کند، چرا عزای حسيني، اتش ضعيف دنيا را بی اثر نکند و ما به همين نعمت بزرگ الهی برای اخرت خود دلبسته ايم.
مخلصش را در عزا آتش نمی سوزد به هند
پس يقين دان آتش دوزخ هم او راه نيست
دست بوس تمام عاشقان امام حسين (عليه السلام)
با عرض سلام و خسته نباشيد به شما دوستان گرامی
و اما از ان عزيزی که پرسيده بودن که شيعه ۱۱۰ چيست؟
جواب: شيعه ۱۱۰ يعنی شيعه علی (عليه السلام) هستم.
اميدوارم که توانسته باشم جواب شما را داده باشم.
منزل چو به دشت کربلا کرد حسين
بر عهد الست وفا کرد حسين
در دار وجود انچه بودش موجود
در راه رضای حق فدا کرد حسين
(اختر طوسی)
گر اين حسين و واقعه کربلا نبود
دين پيمبر عربی بر ملا نبود
خون خدا حسين و خدا خونبهای او
گر خون بها نداشت خدا خونبها نبود
و اما ادامه بحث عنايت امام حسين (عليه السلام).
((مسلمان شدن يک قريه بودائی))
يکی از تجار افريقا که اکنون مردی دانشمند است به نام (محمد شريف ديوجی) برنامه اش اين است که هر سال دهه (عاشورا) به طور رايگان برای تبليغ و برگزاری مراسم عزاداری امام حسين (عليه السلام) به يکی ار قريه های افرقا ميرود. او برای من (سيد محمد حسين شيرازی (قدس سره) تعريف کرد:(( وقتی در افريقا به يکی از قريه ها وارد شدم که واعظ و خطيب نداشت، من امادگی خود را برای سخنرانی اعلام کردم. اهل قريه هم خيلی خوشحال شدند. وقت نماز رسيد، اما هر چه گوش دادم صدا اذان نشنيدم. بعد به خانه ای که سياه پوش بود و جمعيت زيادی برای عزاداری موج می زد وارد شدم و به يکی از افراد مجلس گفتم: چرا در محل شما صدای اذان شنيده نمی شود؟
جواب داد: اذان چيست؟
گفتم: اذان برای نماز.
گفت: نماز چيست؟
گفتم: مگر شما مسلمان نيستيد؟
گفت: نه.
گفتم: شما چه مذهبی داريد؟
جواب داد: ما بودايی هستيم.
گفتم: پس چرا برای امام حسين (عليه السلام) عزاداری ميکنيد؟
گفت: ما از بزرگان خود پيروی ميکنيم؛ چون انها هميشه عزاداری امام حسين (عليه السلام) را برپا می کردند.
من بالای منبر رفتم و گفتم: ای مردم! امام حسين (عليه السلام) به قريه شما امده، ولی جد امام حسين (عليه السلام) و دينش به قريه شما نيامده است، پس بياييد امام حسين (عليه السلام) را واسطه قرار بدهيم تا دين و جد اوهم بيايند از ان روز مشغول بيان احکام و عقايد حقيقيه اسلام و هدف مقدس امام حسين (عليه السلام) شدم و اسلام را به انها معرفی کردم، هنوز دهه عاشورا تمام نشده بود که همه قريه از کوچک و بزرگ و فقير و غنی مسلمان شيعه شدند.
بنظر شما الان جای صلوات نيست؟
اگر هست يه صلوات محمدی پسند بفرست
منتظر يکی ديگه از عنايت امام حسين (عليه السلام) به عزاداران باشيد.
التماس دعا
با عرض سلام مجدد
از همه دوستانی که به وبلاگ حقير سر زده اند تشکر ميکنم و اميدوارم که اخرين بارشان نباشد.
درضمن از همه دوستان ميخواهم که فکر نکنند اين وب متعلق به من است همون طوری که اسمش هست شيعه ۱۱۰ برای همه شيعانو عاشقان امام حسين (عليه السلام) است و هر انتقادی و يا هر مشکلی ميبينند در قسمت نظرات بنويسند تا انشا الله مشکل برطرف شود.
نوکر تمام عاشقان امام حسين (عليه السلام)
در ضمن از دوستان گرامی می خواهم که اگر کسی از عنايتهای امام حسين (عليه السلام) قصه ای خاطره ای و يا ... می دونه توی قسمت نظرات بنويسد تا من ان را در صفحه اصلی بگذارم.
منتظر هستم
با عرض سلام به همه بينندگان عزيز و اما قرار ما بر اين بود که هروز يکی از عنايتهای امام حسين (عليه السلام) را در اينجا بگزاريم.
(سرد و سلامت بودن اتيش)
علامه دربندی حکايت کرد که برای من بعضی از مولفين حکايت داشتند که به بلاد (ماچين) رفته بودند و چند سال در انجا ساکن بودند. (يکی ار انان برای من نقل کرد که): ((اهالی ماچين بت پرست باشند و اهل کتاب نيستند. از اهل اسلام قريب به چهارصد خانوار از اهل سنت و عامه باشند و طايفه کمی از شيعه در انجا باشند که قريب به سي، چهل خانواده باشند. عادت شيعه بر ان جاری شده که برای عزاداری حضرت سيد الشهدا از اول محرم تا روز هفتم، چوب های بسياری جمع می نمايند، در ميان ميدان وسيعی که در انجا است. و چون روز هفتم می شود با ان هيزم ها اتش می افروزند تا روز عاشورا، که در ان روز ميدان مانند دريائی از اتش می شود که موج می زند. پس روز عاشورا جمع ميشوند در مسجدی که نزديک ميدان است. پس برهنه می شوند جز اينکه ساتر عورتی بر ميدارند، و حلقه حلقه می ايستند. قاریشان مراثی می خواند و انها بر سر و سينه ميزنند.
چون مدت يک ساعت گذشت و سوزش قلب ايشان به نهايت شد، يک دفعه دسته جمعی داخل اتش می شوند و فريادزنان و نوحه کنان بر سينه ها می زنند
و در اتش را ه ميروند و پاهايشان در اتش فرو ميرود و در بعضی از مکانها تا نصف قد انسان و در بعضی تا زانو. تا اينکه ان اتش همه خاکستر و خاموش گردد و ان اتش بر ايشان سرد و سلامت است.
سند: اکليل المصائب فی مصائب الاطائب، صفحه ۲۱ الی ۲۲؛ دربندي، اسرار الشهاده؛ المفدمه العاشره.
يا اباعبدالله
در ضمن خواستم از تمام دوستانی که تا به حالا نظر دادن تشکر کنم
کوچيک همه
شيعه ۱۱۰
ميگن يه پادشاهی رفته بود برای شکار در حال شکار کردن گم شد هر چی دونبال سپاهش گشت پيدا نکرد که نکرد. پادشاه ديگه داشت از گرسنگی و تشنگی ميمرد در حال اسب سواری بود که يه خيمه را ديد که خيلی دور بود پادشاه هم خوشحالانه به طرف خيمه رفت تا اينکه رسيد وقتی که رسيد ديد يه پيرزن تو خيمه است رفت تو و سلام عليک کرد. البته خودش را معرفی نکرد و نگفت که من پادشاه هستم. به پيرزنه گفت که من گمشده ام و دارم از تشنگی و گرسنگی ميمرم پيرزنه که تمام دارايش فقط يه بز داشت و بجز اون هيچی ديگه نداشت بز را گشت و از گوشت بزه برای پادشاه غذا درست کرد. پادشاه هم فهميد که زنه همه داريش همين بزه بود، پادشاه شب را اونجا خوابيد و صبح بلند شد و قبل از اينکه بره به پيرزنه گفت که من پادشاه هستم و اگر کاری داشتی بيا پيش خودم ( به زبونه امروزيها بيزنس کارتش را به پيرزنه داد
) شوخی کردم. پادشاه رفت تا اينکه رسيد به قصرش از اين طرف هم زن بعد از چندين ساله زندگی بهش فاشار اورد و کمی به پول احتياج داشت اومد شهر و رفت پيش پادشاه و خودش را معرفی کرد و گفت که من کمی به پول احتيج دارم. پادشاه هم تمام وزير وزراء را صدا کرد و قصه همون روز که گمشده بود را گفت و بهشون گفت که پيرزنه تمام داريش را در خدمت من گذاشت خوب حال من چه طور بايد محبت زنه را جبران کنم، بايد چه کار کنم. يکی ميگفت که مثل ۵۰۰ دينار بهش بده يکی ميگفت که ۲۰۰۰ دينار بهش بده، هرکس يه چيزی ميگفت که پادشاه حرفه همه را قطع کرد و گفت که اون زن همه دارايش اون بز بود که اون را هم برای حفظ جان من کشت حالا من هم بايد همه دارائيم را به اين زن بدم درسته يه نه همه گفتن که بله بعد پادشاه گفت ولی من اين کار را که نمی توانم بکن فلضا هر چی زير چتر پادشاهی قرار ميگره را بايد بهش بدم.
منظور بنده از اين قصه اين بود که امام حسين (عليه السلام) همه دارائيش را در راه خدا داد، خدا هم که نميتونه خدائيش را به امام حسين (عليه السلام)بده برای همين خدا هر چی که زير چتر خدائی است را به دست امام حسين(عليه السلام) دادن.
اين حسين کيست خدايا که خدائی ميکند
اون خدا نيست و لی کار خدائی ميکند
اميدوارم که تونسته باشم منظورم را رسانده باشم
کوچيک همه
شيعه ۱۱۰
با سلام خدمت شما عاشق امام حسين . آقا سوالتون خيلی فنيه سواد بنده بهش نمی رسه
برای همين اگر نظر ندم بهتره. فقط می گم که عشق به خدا يکی از عواملش می تونه باشه. يا علی
محمد جان شکسته نفسی ميکنيد سوال اونقدر که شما فکر ميکنيد سخت نيست خوب هرجور که راحتين
کوچيک شما شيعه ۱۱۰
جواب:
علی اقا
درباره سوالتون: اول از همه ما بايد بريم سر مساله عشق! و عشق رو به معنای واقعی توضيح بديم. به راستی عشق چيه؟ عشق واقعی اونه که شما هرچی که داری٬ در راه معشوقت بدی. يعنی ديگه چيزی به عنوان من٬ در وجود تو نباشه٬ و هر چی هست او باشه!( همان معشوق) بحث عشق مفصله که حالا بماند...! اما يه حديث خيلی قشنگ قدسی هست که ايشالا تا فردا برات ميارمش( چون ميخوام ترجمه درستش رو بگم و فکر نکنم امروز وقت کنم برگردم اينجا!) همون حديثی که خداوند ميفرمايد هرکس من را جست و جو کند٬ مرا پيدا خواهد کرد و هرکه مرا پيدا کند٬ عاشقم خواهد شد و هر که ...( خيلی باحاله! ميارمش) و در آخر مضمونش اينه که هرکس عاشق خدا بشه٬ خدا هم عاشقش ميشه و بعدش هم ميکشدش!!!! بعد خداوند ميگه حالا که کشتمش٬ من هم بايد ديه اين فرد رو بدم! و ديه اون فرد٬ خود منم!!!!!!( به قرآن اند حديثه! اگه خودت داريش٬ توی يه آپ هم عربيش و هم فارسيش رو بذار
) امام حسين (ع) هم قطعا چنين حالتی داشته٬ ايشون در يک روز همه هستی و همه عزيزانش رو در راه معشوقش داد و در عوض معشوقش هم خودش رو به او عطا کرد! و بالطبع خداوند خود کرم وجود هست٬ پس وقتی خودش رو به آقا ابا عبدالله ...
اما اينم اون حديث: من طلبنی وجدنی٬ و من وجدنی عشقنی٬ و من عشقنی عشقته٬ و من عشقته قتلته٬ و من قتلته فعلی ديته٬ و من علی ديته فان ديته! ترجمه: هرکسی من رو طلب کنه پيدايم خواهد کرد٬ و هرکس من رو پيدا کنه عاشقم خواهد شد٬ و هرکس که عاشقم شود من هم عاشقش خواهم شد٬ و هر کس که من عاشقش شوم او را خواهم کشت٬ و هر کس را که بکشم ديه اش بر من است( يعنی بايد ديه اش را بدهم!)٬ و هر کس که ديه اش بر من باشد من خود ديه او هستم! 
خداييش اين حديث قدسی آخر حديثه! خيلی خيلی باحال و دوست داشتنيه!

اينطور نيست؟
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
ممنونم از شما اقا علی بابت جوابتون و اون حديث قدسی تون واقعا محشره اميدوارم که هميشه موفق باشيد
کوچيک همه عاشقان حسينی
شيعه ۱۱۰
خوب اين هفته یه سواله آسان را در نظر گرفتم و اميد وارم که بحث خوبی را داشته باشيم.
سوال
۱- اما حسين (عليه السلام) چه کرد که به مقام کرم و جود رسيد؟
خوب نظر بنده برای اينکه سايتمون کمی جنب جوش داشته باشه هر هفته يه سوال ميپرسم و درباره اش شروع به بحث ميکنيم تا اينکه يه نتيجه های بگيرم اونوقت ميرم سر سوال بعدی
با عرض سلام به تماميه عزيزان محترم
و اما به اميد خدا و امام حسين (عليه السلام) سعی ميکنم که هر روز يکی از عنايت امام حسين (عليه السلام) به عزاداران، را در خدمت عشاق امام حسين (عليه السلام) بگذارم.
بنظره بنده قبل از اينکه شروع کنيم يک مقدمه خوب باشد.
اميد نااميدان کيست؟
پناه مستمندان کيست؟
کشتی نجات انسانها کيست؟
شافع روز قيامت کيست؟
طبيب دلها کيست؟
کليد نجات انسانها در دست کيست؟
قبله قلب ما کيست؟
---------------------------------------------------
حسين، شفای دردهاست.
حسين، چراغ دل عارفان است.
حسين، صفای دل اولياء است.
حسين، زينت آسمانها و زمين است.
حسين، اشک هر مؤمن است.
حسين، دارالشفای انسانها است.
حسين، کليد حل مشکلات است.
حسين، پناه دل افسردگان است.
حسين، صفای دل عاشقان است.
و اما
حسين، چراغ هدايت است.
اين حسين کيست خدايا که خدائی ميکند
اون خدا نيست و لی کار خدائی ميکند
با عرض سلام و خسته نباشيد به همه دوستان گرامی و عزيز اميدوارم که بتوانم با اين سايت يه کمکی به شيعه و اهل بيت بکنم البته با کمک شما دوستان.
کوچيک همه شيعه


نظرات ()






