در ضمن از دوستان گرامی می خواهم که اگر کسی از عنايتهای امام حسين (عليه السلام) قصه ای خاطره ای و يا ... می دونه توی قسمت نظرات بنويسد تا من ان را در صفحه اصلی بگذارم.
منتظر هستم
با عرض سلام به همه بينندگان عزيز و اما قرار ما بر اين بود که هروز يکی از عنايتهای امام حسين (عليه السلام) را در اينجا بگزاريم.
(سرد و سلامت بودن اتيش)
علامه دربندی حکايت کرد که برای من بعضی از مولفين حکايت داشتند که به بلاد (ماچين) رفته بودند و چند سال در انجا ساکن بودند. (يکی ار انان برای من نقل کرد که): ((اهالی ماچين بت پرست باشند و اهل کتاب نيستند. از اهل اسلام قريب به چهارصد خانوار از اهل سنت و عامه باشند و طايفه کمی از شيعه در انجا باشند که قريب به سي، چهل خانواده باشند. عادت شيعه بر ان جاری شده که برای عزاداری حضرت سيد الشهدا از اول محرم تا روز هفتم، چوب های بسياری جمع می نمايند، در ميان ميدان وسيعی که در انجا است. و چون روز هفتم می شود با ان هيزم ها اتش می افروزند تا روز عاشورا، که در ان روز ميدان مانند دريائی از اتش می شود که موج می زند. پس روز عاشورا جمع ميشوند در مسجدی که نزديک ميدان است. پس برهنه می شوند جز اينکه ساتر عورتی بر ميدارند، و حلقه حلقه می ايستند. قاریشان مراثی می خواند و انها بر سر و سينه ميزنند.
چون مدت يک ساعت گذشت و سوزش قلب ايشان به نهايت شد، يک دفعه دسته جمعی داخل اتش می شوند و فريادزنان و نوحه کنان بر سينه ها می زنند
و در اتش را ه ميروند و پاهايشان در اتش فرو ميرود و در بعضی از مکانها تا نصف قد انسان و در بعضی تا زانو. تا اينکه ان اتش همه خاکستر و خاموش گردد و ان اتش بر ايشان سرد و سلامت است.
سند: اکليل المصائب فی مصائب الاطائب، صفحه ۲۱ الی ۲۲؛ دربندي، اسرار الشهاده؛ المفدمه العاشره.
يا اباعبدالله
در ضمن خواستم از تمام دوستانی که تا به حالا نظر دادن تشکر کنم
کوچيک همه
شيعه ۱۱۰
ميگن يه پادشاهی رفته بود برای شکار در حال شکار کردن گم شد هر چی دونبال سپاهش گشت پيدا نکرد که نکرد. پادشاه ديگه داشت از گرسنگی و تشنگی ميمرد در حال اسب سواری بود که يه خيمه را ديد که خيلی دور بود پادشاه هم خوشحالانه به طرف خيمه رفت تا اينکه رسيد وقتی که رسيد ديد يه پيرزن تو خيمه است رفت تو و سلام عليک کرد. البته خودش را معرفی نکرد و نگفت که من پادشاه هستم. به پيرزنه گفت که من گمشده ام و دارم از تشنگی و گرسنگی ميمرم پيرزنه که تمام دارايش فقط يه بز داشت و بجز اون هيچی ديگه نداشت بز را گشت و از گوشت بزه برای پادشاه غذا درست کرد. پادشاه هم فهميد که زنه همه داريش همين بزه بود، پادشاه شب را اونجا خوابيد و صبح بلند شد و قبل از اينکه بره به پيرزنه گفت که من پادشاه هستم و اگر کاری داشتی بيا پيش خودم ( به زبونه امروزيها بيزنس کارتش را به پيرزنه داد
) شوخی کردم. پادشاه رفت تا اينکه رسيد به قصرش از اين طرف هم زن بعد از چندين ساله زندگی بهش فاشار اورد و کمی به پول احتياج داشت اومد شهر و رفت پيش پادشاه و خودش را معرفی کرد و گفت که من کمی به پول احتيج دارم. پادشاه هم تمام وزير وزراء را صدا کرد و قصه همون روز که گمشده بود را گفت و بهشون گفت که پيرزنه تمام داريش را در خدمت من گذاشت خوب حال من چه طور بايد محبت زنه را جبران کنم، بايد چه کار کنم. يکی ميگفت که مثل ۵۰۰ دينار بهش بده يکی ميگفت که ۲۰۰۰ دينار بهش بده، هرکس يه چيزی ميگفت که پادشاه حرفه همه را قطع کرد و گفت که اون زن همه دارايش اون بز بود که اون را هم برای حفظ جان من کشت حالا من هم بايد همه دارائيم را به اين زن بدم درسته يه نه همه گفتن که بله بعد پادشاه گفت ولی من اين کار را که نمی توانم بکن فلضا هر چی زير چتر پادشاهی قرار ميگره را بايد بهش بدم.
منظور بنده از اين قصه اين بود که امام حسين (عليه السلام) همه دارائيش را در راه خدا داد، خدا هم که نميتونه خدائيش را به امام حسين (عليه السلام)بده برای همين خدا هر چی که زير چتر خدائی است را به دست امام حسين(عليه السلام) دادن.
اين حسين کيست خدايا که خدائی ميکند
اون خدا نيست و لی کار خدائی ميکند
اميدوارم که تونسته باشم منظورم را رسانده باشم
کوچيک همه
شيعه ۱۱۰
با سلام خدمت شما عاشق امام حسين . آقا سوالتون خيلی فنيه سواد بنده بهش نمی رسه
برای همين اگر نظر ندم بهتره. فقط می گم که عشق به خدا يکی از عواملش می تونه باشه. يا علی
محمد جان شکسته نفسی ميکنيد سوال اونقدر که شما فکر ميکنيد سخت نيست خوب هرجور که راحتين
کوچيک شما شيعه ۱۱۰
جواب:
علی اقا
درباره سوالتون: اول از همه ما بايد بريم سر مساله عشق! و عشق رو به معنای واقعی توضيح بديم. به راستی عشق چيه؟ عشق واقعی اونه که شما هرچی که داری٬ در راه معشوقت بدی. يعنی ديگه چيزی به عنوان من٬ در وجود تو نباشه٬ و هر چی هست او باشه!( همان معشوق) بحث عشق مفصله که حالا بماند...! اما يه حديث خيلی قشنگ قدسی هست که ايشالا تا فردا برات ميارمش( چون ميخوام ترجمه درستش رو بگم و فکر نکنم امروز وقت کنم برگردم اينجا!) همون حديثی که خداوند ميفرمايد هرکس من را جست و جو کند٬ مرا پيدا خواهد کرد و هرکه مرا پيدا کند٬ عاشقم خواهد شد و هر که ...( خيلی باحاله! ميارمش) و در آخر مضمونش اينه که هرکس عاشق خدا بشه٬ خدا هم عاشقش ميشه و بعدش هم ميکشدش!!!! بعد خداوند ميگه حالا که کشتمش٬ من هم بايد ديه اين فرد رو بدم! و ديه اون فرد٬ خود منم!!!!!!( به قرآن اند حديثه! اگه خودت داريش٬ توی يه آپ هم عربيش و هم فارسيش رو بذار
) امام حسين (ع) هم قطعا چنين حالتی داشته٬ ايشون در يک روز همه هستی و همه عزيزانش رو در راه معشوقش داد و در عوض معشوقش هم خودش رو به او عطا کرد! و بالطبع خداوند خود کرم وجود هست٬ پس وقتی خودش رو به آقا ابا عبدالله ...
اما اينم اون حديث: من طلبنی وجدنی٬ و من وجدنی عشقنی٬ و من عشقنی عشقته٬ و من عشقته قتلته٬ و من قتلته فعلی ديته٬ و من علی ديته فان ديته! ترجمه: هرکسی من رو طلب کنه پيدايم خواهد کرد٬ و هرکس من رو پيدا کنه عاشقم خواهد شد٬ و هرکس که عاشقم شود من هم عاشقش خواهم شد٬ و هر کس که من عاشقش شوم او را خواهم کشت٬ و هر کس را که بکشم ديه اش بر من است( يعنی بايد ديه اش را بدهم!)٬ و هر کس که ديه اش بر من باشد من خود ديه او هستم! 
خداييش اين حديث قدسی آخر حديثه! خيلی خيلی باحال و دوست داشتنيه!

اينطور نيست؟
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
ممنونم از شما اقا علی بابت جوابتون و اون حديث قدسی تون واقعا محشره اميدوارم که هميشه موفق باشيد
کوچيک همه عاشقان حسينی
شيعه ۱۱۰
خوب اين هفته یه سواله آسان را در نظر گرفتم و اميد وارم که بحث خوبی را داشته باشيم.
سوال
۱- اما حسين (عليه السلام) چه کرد که به مقام کرم و جود رسيد؟
خوب نظر بنده برای اينکه سايتمون کمی جنب جوش داشته باشه هر هفته يه سوال ميپرسم و درباره اش شروع به بحث ميکنيم تا اينکه يه نتيجه های بگيرم اونوقت ميرم سر سوال بعدی
با عرض سلام به تماميه عزيزان محترم
و اما به اميد خدا و امام حسين (عليه السلام) سعی ميکنم که هر روز يکی از عنايت امام حسين (عليه السلام) به عزاداران، را در خدمت عشاق امام حسين (عليه السلام) بگذارم.
بنظره بنده قبل از اينکه شروع کنيم يک مقدمه خوب باشد.
اميد نااميدان کيست؟
پناه مستمندان کيست؟
کشتی نجات انسانها کيست؟
شافع روز قيامت کيست؟
طبيب دلها کيست؟
کليد نجات انسانها در دست کيست؟
قبله قلب ما کيست؟
---------------------------------------------------
حسين، شفای دردهاست.
حسين، چراغ دل عارفان است.
حسين، صفای دل اولياء است.
حسين، زينت آسمانها و زمين است.
حسين، اشک هر مؤمن است.
حسين، دارالشفای انسانها است.
حسين، کليد حل مشکلات است.
حسين، پناه دل افسردگان است.
حسين، صفای دل عاشقان است.
و اما
حسين، چراغ هدايت است.
اين حسين کيست خدايا که خدائی ميکند
اون خدا نيست و لی کار خدائی ميکند
با عرض سلام و خسته نباشيد به همه دوستان گرامی و عزيز اميدوارم که بتوانم با اين سايت يه کمکی به شيعه و اهل بيت بکنم البته با کمک شما دوستان.
کوچيک همه شيعه
این وبلاگ متعلق به شيعه می باشد
