![]() |
![]() |
الهم العن جبت و طاغوت
نباید گذاشت سامرا بقیع دومی شود
در ضمن از همه دوستانی که نظرات خودشون را در مورد سایت دادن
یا علی مولا
خصوصیات امام حسین (علیه السلام)
بسم الله الرحمن الرحیم
با عرض سلام و خسته نباشید به شما دوستان عزیز و گرامی اولا خواستم از دوستانی که در قسمت نظرات نظری داده بودن و یا ... تشکر کنم دوما شرمنده که برای مدتی نبودم کمی مسافرت بودم و چند روزش هم مریض بودم امیدوارم که بنده حقیر را به بزرگی خودتان ببخشین
. خون گریستن موجوداتِ عالم در رثای امام حسین(ع)
مرحوم حجت السلام وجدانی فخر می گوید:
« بعد از ظهر عاشورایی به قبرستان « حاج شیخ ( قبرستان نو) » در قم رفته بودم که دیدم مرحوم علامه در گوشه ای از قبرستان هستند.
برای عرض ارادت نزدیک شده و عرض سلام و ادب کردم. آن بزرگ چند بار از سوز و گداز به من فرمودند:
« آقا وجدانی! می دانید امروز چه روزی است؟! » عرض کردم:
« بله؛ امروز عاشوراست. »
فرمودند: « می بینی همه دنیا، موجودات، آسمان، زمین و جمادات ـ همه ـ در حال اشکِ خون ریختن و گریستن بر حضرت سیدالشهدا علیه السلام هستند؟! »
متعجب شده و دانستم که ایشان خبر از حقایق هستی می دهند. در همین حال، ایشان خم شده و سنگی از زمین برداشته، آن را به سان سیبی با دست از وسط شکافتند و میان آن را به من نشان دادند.
با چشمان خودم، در میان سنگ، خون دیدم! و ساعتی با بهت و حیرت غرق مشاهده آن بودم. وقتی به خود آمدم، متوجه شدم که علامه از قبرستان رفته اند و من در تنهایی به نظاره آن سنگ خونین جگر مشغولم! »
التماس دعا
یا صاحب الزمان ادرکنی
بسم رب المنتظر المهدي
يابن الحسن روحي فداک مــتـي تــرانــا و نــراک
فليس محبوبي سواک
السلام عليک يا بقية الله! آري باز هم منم و آهنگ آن خطاب که نوازش ميداد تار و پود دلم را. يا مولاي! اي بود و نبود من! اختيار توست رد و قبول اما اگرم ميراني ، بدان جايي ندارم جز خانه تو. در مجمر جانم آتش عشق تو افتاده است و گرماي اين آتش را هيچ زمستاني سرد نميکند.
راستش! از تو... از تو گله دارم. من اگر چه خار و خسي بيش نيستم در برابر وسعت اين سرزمين سبز اما ديدار تو را از تو ميخواهم و اين از باغباني چون تو زياده نيست. ميدانم تقصير از خودم است اما خودت ميداني اين موج هرچه سر به سنگ ميکوبد ، قدمي نميتواند فراتر از خويش بنهد... نيمي از ماه که ميگذرد ، آب دو سه گام برتر ميآيد، خودش را جلوتر ميکشد و اين نيست مگر به اراده مهتاب. خجالت زدهام از رويت ، شرم دارم از تو شکوه کنم و خويش را واگذارم. من آنم که ساکن غفلتکده ها شدم. من آنم که تو را گذاشتم و زير سايه سيئات رفتم. من آن نادانم ، آن که سهل انگاشت آزمون محبت تورا... و تو... آني که اين سياه عذار را ملامت نکردي بر ظلمش. و اين وامانده را سرزنش ننمودي بر جا ماندنش. و اين فرو رفته را رها نکردي به حال خودش... و تو ميداني همه چيز را و اگر نميخواستيم ، نميآورديم به وادي محبت خويش...
تبريک عرض ميکنم اين ايام خجسته رو خدمت همه دوستان عزيزم!
التماس دعا
خصوصیات امام حسین (علیه السلام)
با عرض سلام وخسته نباشید به همه دوستان گرامی.
اولا خواستم تولد اما حسین و حضرت سجاد و ابولفضل (علیهما السلام) را به تمامی شیعیان و محبین اهلبیت اطهار تبریک عرض کنم و امیدوارم که همیشه شاد و موفق باشید.
دوما از تمامی دوستانی که در وبلاگ حقیر نظر دادن و یا شعری سرودند تشکر کنم.
بسم الله الرحمن الرحیم
حضرت اباعبدالله الحسین ( علیه السلام )
آیت الله طباطبائی در مجالس عزاداری شاه شهیدان علیه السلام شرکت می کرد و می فرمود: « ما برای سیاهی لشکر بودن، شرکت می کنیم. »
آن مرحوم در مجلس مرثیه ای که سیدی در محله ی گذرخان قم تشکیل می داد، شرکت می جستند. یک بار قسمتی از منزل آن سید، نوسازی شده بود و آیت الله طباطبائی در همان قسمت نشسته بودند. در آن هنگام می پرسند:
« چه مدت است که در این جا مجلس عزاداری برپاست؟ »
گفته بودند: « بیش از چهل سال »
مرحوم علامه از آن قسمت نوسازی شده، برخاستند و به قسمت قدیمی خانه رفتند و فرمودند:
« این آجرهایی که چهل سال شاهد گریه بر امام حسین علیه السلام بودند، قداستی دارند که انسان به اینها هم تبرک می جوید. »
یک بار شخصی به محضر علامه آمده بود، اما ایشان را نمی شناخت و به همین سبب سخنان ناپسندی گفته بود. وقتی فهمید شخصی که رو به روی وی نشسته، علامه طباطبائی است، اظهار شرمندگی و عذرخواهی کرد و به ایشان گفت: « من گمان نمی کردم که شما حضرت علامه طباطبائی باشید و از ظاهرتان این گونه تصور کردم که یک مرثیه خوان ( امام حسین) هستید! »
علامه فرمود: « ای کاش بنده یک مرثیه خوان حضرت سیدالشهدا علیه السلام بودم! همه سال هایی که سرگرم درس و بحث بوده ام، با یک مرثیه خوانی امام حسین علیه السلام برابری نمی کند! »
و باز مرحوم علامه می فرمود:
« در دوازده سالی که نجف بودم، به جز عاشورا، هیچ روزی درس را تعطیل نکردم. یک سال عاشورا درس را تعطیل نکرده بودم که به چشم درد شدیدی گرفتار شدم! طوری که نزدیک بود کور شوم. از عظمت امام حسین علیه السلام ترسیدم و از آن پس تصمیم گرفتم روز عاشورا را تعطیل کنم. »
التماس دعا
خصوصیات امام حسین (علیه السلام)
بسم الله الرحمن الرحیم
با سلام
دفع خطر به احترام امام حسین(ع)
اوایل انقلاب حاج محمدرضا الطافی مهمان دوستان کوهدشتی خود می شود و به لرستان می رود؛ ایام دهه نخست محرم و عزاداری سالار شهیدان. روز تاسوعا به روستایی دعوت می شوند. حاج آقا همراه با حاج محمد رضا تیموری و دیگر دوستان سوار ماشینی می شوند و راه روستای میزبان را در پیش می گیرند.
از قضا پشت سر آنان مینی بوسی هم پر از مسافر به راه می افتد. در میانه راه، مینی بوس که عازم روستای دیگری است، برای تغییر مسیر به سمت راست می پیچید، اما سرعت زیاد آن باعث می شود که در حال پیچیدن، واژگون شود.
سرنشینان وسیله نقلیه حاج آقا متوجه این حادثه می شوند و راننده به سرعت به عقب باز می گردد تا کمکی بکنند. صحنه حادثه آن قدر ناگوار بوده که گمان می بردند حتماً بسیاری از مسافران مینی بوس جان باخته اند؛ همه صندلی ها واژگون و همه شیشه ها شکسته بوده. اما حاج آقا می گوید:
« این ها چیزی شان نشده، سالمند. »
کمک می کنند و مسافران را یکی یکی بیرون می آورند؛ همه صحیح و سالم. حاج محمد رضا تیموری ازحاج آقا می پرسد:
« شما که ندیده بودید، از کجا پی بردید که این ها سالم هستند؟ »
حاج آقا در پاسخ می گوید:
« من باور داشتم که چون امشب شب عاشورا است، خداوند به احترام امام حسین علیه السلام به زمین امر کرده که این ها طوری نشوند. دانستم که به برکت عزاداری های عاشورا سالم خواهند ماند.»
آری، به راستی اگر کسی به مقام و منزلت آن حضرت و ارزش عزاداری برای آن جناب واقف باشد، انتظاری جز این هم نخواهد داشت
مدح امام حسين(ع) توسط عارف بزرگ محمد رضا الطافي نشاط:
تربت حسين، شفاي دل است، دواي دل است، صفاي دل است.
دلي که ندارد نام حسين، گوش نسپرده به پيام حسين،
دلي که نيفتاده به دام حسين، آن دل، گِل است، کارش مشکل است.
التماس دعا مخصوصا
صلی الله علیک یا رسول الله و صلی الله و علیک یا نبی الله
صلی الله و علیک یا امام الرحمه
خجسته روز به نبوت رسیدن پیامبر عظیم الشان اسلام حضرت محمد مصطفی (صلی الله علیه و آله وسلم) را به تمامی مسلمین جهان تبریک عرض میکنم امیدوارم در شب مبعث رسول الله و سال پیامبر اعظم از دست خود حضرت عیدی بگیریم و عیدی ما هم فرج صاحب العصر و الزمان مولانا حجه ابن الحسن المهدی قائم آل محمد باشد.
التماس دعا مخصوصا
خصوصیات امام حسین (علیه السلام)
بسم الله الرحمن الرحيم
با سلام
همچنين از مرحوم حاج ملاآقاجان نقل شده :
وقتي در حرم مقدس حضرت سيدالشهداء ( عليه السلام) مشغول زيارت بودم، زن عربي که بلند بلند با حضرت صحبت مي کرد، توجه مرا به خود جلب نمود، مي گفت: من پسرم را الان از تو مي خواهم. سپس به نزديک ضريح رفت و مثل آنکه کلامي شنيد، گفت: چَشم؛ و به طرف صحن حرکت کرد.
وقتي به در حرم رسيد برگشت و رو به ضريح کرد و گفت: بعد نگوئي که من نگفتم! و از حرم بيرون شد.
من گوشه اي نشسته بودم و درباره اخلاص آن زن فکر مي کردم، توجهي به حضرت سيدالشهداء ( عليه السلام) کردم و از آن حضرت خواستم که حاجتش داده شود ساعتي نگذشت که آن زن با جواني وارد حرم شد و به او گفت: برو از حضرت سيدالشهداء ( عليه السلام) تشکر کن.
او هم به نزديک ضريح رفت و از حضرت حسين بن علي ( عليه السلام) تشکر کرد. من به نزد آن جوان رفتم و از او سؤال کردم: جريان شما چيست؟
گفت: دو شب قبل دشمناني که داشتم مرا به گروگان گرفته بودند و از قريه اي که دوازده کيلومتر تا کربلا راه است مرا به کربلا آوردند.
در ميان منزلي محبوسم کرده بودند و مرتب تهديد به قتلم مي نمودند تا يک ساعت قبل که ناگاه نگهبان منزل فوق العاده متوحش شد و نمي دانم چه ديد که در خانه را باز کرده و فرار نمود.
من هم بدون ترس از منزل بيرون آمدم و تقريبا" بي اختيار به طرف صحن حضرت سيدالشداء ( عليه السلام) آمدم که ديدم مادرم در اين گوشه صحن منتظر من است.
در اين بين، آن پيرزن جلو آمد و گفت: وقتي پسرم را سارقين بردند، من از قريه حرکت کردم و يک ساعت قبل به حرم مطهر حضرت سيدالشهداء ( عليه السلام) رسيدم و به نزد ضريح که ايستاده بودم و عرض حال مي کردم، حضرت در جوابم فرمودند: بيرون از حرم در صحن مي روي، فرزندات مي آيد.
من برگشتم و به حضرت سيدالشهداء ( عليه السلام) گفتم: بعد نگوئي که من نگفتم!
وقتي وارد صحن شدم، چند دقيقه اي بيشتر نگذشت که ديدم پسرم آمد، از او سؤالي نکردم و بلافاصله او را به حرم مطهر حضرت سيدالشهداء ( عليه السلام) آوردم و به او گفتم: اول از حضرت حسين بن علي ( عليه السلام) تشکر کن و بعد تصميم داشتم از او موضوع را سؤال کنم که شما پرسيديد. و وقتي که او براي شما نقل کرد،من هم متوجه جريان شدم.
پس از نقل اين قضيه مرحوم حاج ملا آقا جان به من گفت:
هر چه مي تواني روحت را ( با توسل به اهل بيت - ع ) تقويت کن و صفاي دل براي خود به وجود بياور که کليد سعادت جز اين چيزي نيست.
التماس دعا
درضمن ممونم از همه عزیزانی که در وبلاگ خودشون نظر دادن
خصوصیات امام حسین (علیه السلام)
بسم الله الرحمن الرحيم
با سلام اولا خواستم میلاد حضرت امام علی (علیه السلام) را تبریک بگم دوما هم شهادت بی بی زینب (سلام الله علیها) را به تمامی شیعیان جهان تسلیت بگم.
حکاياتي از عنايت سيد الشهدا ء -ع - و حضرت ابوالفضل - ع
مرحوم حاج ملا آقا جان مي فرمود:
در سفر کربلائي که چند سال قبل مشرف بودم و شبها در ايوان حضرت سيدالشهداء ( عليه السلام) مي خوابيدم و معمولا" اول شب به زيارت حضرت اباالفضل ( عليه السلام) مي رفتم، در يکي از شبها وقتي وارد صحن حضرت ابا الفضل ( عليه السلام) شدم، ديدم دو نفر جوان مثل اينکه با هم نزاعي دارند و در مقابل حرم به طوري که ضريح ديده مي شد ايستاده اند، يکي از آنها خواست کلامي بگويد که به زمين خورد و بيهوش شد. دومي هم فرار کرد.
مردم دور او که به زمين خورده بود جمع شدند و او را شناسائي کردند و گفتند: از فلان قبيله است، رئيس آن قبيله را خبر کردند آمد پيرمردي بود.
به او گفتم: او اشاره به قبر حضرت اباالفضل ( عليه السلام) نمود و مي خواست چيزي بگويد که ديگر نتوانست و به زمين افتاد.
رئيس قبيله گفت: او مورد غضب حضرت اباالفضل ( عليه السلام) واقع شده؛ زيرا بدنش کبود شده و استخوانهايش خرد گرديده است. او را ببريد به صحن حضرت سيدالشهداء ( عليه السلام) که اگر راه نجاتي داشته باشد از آنجا خواهد بود.
دوستانش او را به دوش کشيدند و به صحن حضرت سيدالشهداء ( عليه السلام) بردند.
دو شبانه روز در کنار يکي از غرفه ها به حال اغما افتاده بود، شب سوم که من هم نزديک او مي خوابيدم و منتظر بودم که امشب يا بايد او از دنيا برود و يا از اين وضع نجات پيدا کند؛ زيرا شخصي که مورد غضب واقع شده،بيشتر از سه شبانه روز زنده نمي ماند.
ناگاه ديدم به خود تکاني داد و برخاست و نشست. افرادي که محافظ او بودند، از او پرسيدند: چه مي خواهي؟
گفت: ريسماني بياوريد و به پاهاي من ببنديد و مرا به طرف حرم حضرت اباالفضل ( عليه السلام) بکشيد.
اين کار را کردند در بين راه نزديک صحن حضرت اباالفضل ( عليه السلام) درخواست کرد که فلان مبلغ را به فلاني بدهيد. و همان مقدار هم تصدق از طرف من به فقراء اتفاق کنيد.
دوستانش اين عمل را تعهد کردند که انجام دهند سپس از در صحن دستور داد ريسمان را به گردنش ببندند و با حال تذلل عجيبي او را وارد حرم کردند.
وقتي مقابل ضريح حضرت اباالفضل ( عليه السلام) رسيد، کلماتي به زبان عربي گفت که خلاصه اش اين است:
آقا از تو توقع نبود که اين گونه آبروي مرا ببري و مرا بين مردم مفتضح نمائي.
مضمون اين شعر را مي گفت:
من بد کنم و تو بد مکافات کني پس فرق ميان من و تو چيست بگو
در اين موقع رئيس قبيله رسيد و او را بوسيد و ابراز خوشحالي کرد. مردم از اطرافش پراکنده نمي شدند و نسبت به او که دوباره مورد لطف حضرت اباالفضل ( عليه السلام) واقع شده بود،ابراز علاقه مي نمودند.
من صبر کردم تا کاملا" دورش خلوت شود،به او گفتم: من از اول جريان تا پايان آن با تو بوده ام بعضي از قسمتهاي سرگذشت تو را نفهميده ام، مايلم برايم تعريف کني.
گفت: آن جوان که با من وارد صحن شد مدتي بود از من مبلغي پول طلب داشت، آن شب زياد اصرار مي کرد که بايد طلب مرا همين الآن بپردازي، من ناراحت شدم به او گفتم: از من طلبي نداري.
گفت: به جان اباالفضل ( عليه السلام) قسم بخور، من بي حيائي کردم خواستم قسم بخورم که ديگر نفهميدم چه شد تا امشب که درد و ناراحتي و فشار فوق العاده اي داشتم.
درهمان عالم بيهوشي مي ديدم که براي تشريفات عبور شخصي به حرم حضرت سيدالشهداء ( عليه السلام) مراسمي قايل مي شوند ، سئوال کردم چه خبر است ؟ يکي از آنها گفت حضرت ابالفضل ( عليه السلام) به زيارت برادرش حضرت سيدالشهداء ( عليه السلام) مي آيد.
من براي عذرخواهي خود را آماده مي کردم که ديدم حضرت اباالفضل ( عليه السلام) بالاي سر من ايستاده و با نُک پا به من مي زند و مي فرمايند :
برخيز، به در خانه اي آمده اي که اگر جن و انس به آن متوسل شوند، محروم بر نمي گردند.
از همان جا حالم خوب شد و اميدوارم ديگر اين گونه جسارت به مقام مقدس حضرت اباالفضل ( عليه السلام) نکنم.
از همه دوستانی هم که نظرات خودشون و یا با اشعار زیبا این سایت را زنده کردن ممنونم و امیدوارم که همیشه موفق باشن.
التماس دعا
خصوصیات امام حسین (علیه السلام)
بسم الله الرحمن الرحیم
با سلام
نام آقا امام حسین (علیه السلام) محك ایمان است!
آقای حسنی طباطبایی نقل كردند:
صبح یكی از روزهای ماه محرم پس از تشرف به حرم مطهر كریمه اهل بیت حضرت معصومه (علیها السلام) به قصد زیارت آقای مجتهدی حركت كردم. در زدم، كسی در را باز كرد و گفت:
حمید آقا! آقای مجتهدی منتظر شما هستند تا صبحانه را به اتفاق شما صرف كنند!
به خدمت ایشان شرفیاب شدم، سفره صبحانه پهن بود.
فرمودند:
صبحانه را بایستی با شما صرف میكردیم! خوش آمدید، بفرمایید!
در كنار آقای مجتهدی، كتاب گنجینه الاسرار مرحوم عمان سامانی ، قرار داشت. ایشان ضمن صرف صبحانه، اشارهای به آن كتاب كردند و گفتند:
آقاجان! عمان سامانی در میان مرثیه سرایان حسینی مقام و منزلت ویژهای دارد و بعد فرمودند:
اصلاً دستگاه حضرت اباعبدالله (علیه السلام) یك دستگاه عجیبی است! نام مبارك ایشان هم خیلی بزرگ است. در نام مقدس «حسین (علیهالسلام)» اسرار عجیبی نهفته است.
و پس از چند لحظه تأمل، فرمودند:
هر كس كه نام آقا امام حسین (علیه السلام) را بشنود از میزان انقلاب خاطری كه پیدا میكند پایه ایمانش را میتوان فهمید. كسانی كه نام این بزرگوار را میشنوند و تغییر حالی در خود نمیبینند باید جداً نگران ایمان خود باشند!
نام آقا امام حسین (علیه السلام) محك ایمان است.
التماس دعا خصوصا در این ماه پر برکت.








